گنجور

بخش ۶۳ - در بیان آنکه تسبیح موجودات به لسان حال می باشد چنانکه گذشت و ارباب کشف و نظر در آن متفقند و به زبان مقال نیز می باشد چنانکه اصحاب کشف و عیان بدان قایلند و در احادیث نیز واقع است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

حمد تسبیح حق بدین قانون

که رسانیده شد به عرض اکنون

به لسان دلالت آمد و حال

نه به ترتیب لفظ و حرف و مقال

وین به سمع خرد شود مدرک

واندر این نیست هیچ کس را شک

لیک ارباب کشف و اهل عیان

در جماد و نبات و هر حیوان

نطق دیگر همی کنند اثبات

در جمیع مواطن و اوقات

همه مستند زنده و گویا

خالق خویش را به جان جویا

حمد و تسبیح حق همی گویند

راه قرب و رضا همی پویند

تیزگوشان که سمعشان مبدل

شد به سمع دگر ز نور ازل

حمد و تسبیح شان همی شنوند

گر چه اهل نظر نمی گروند

مرتضی گفت با رسول خدا

رفتم از مکه جانب صحرا

هیچ سنگ و درخت نامد پیش

که نگفتی سلام بی کم و بیش

ابن مسعود گفت وقت طعام

می شنیدیم از طعام کلام

به زبان فصیح و لفظ صریح

خوش همی گفت بهر حق تسبیح

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام