گنجور

بخش ۱۳۳ - اشارة الی قوله تعالی ماعندکم ینفد و ما عندالله باق

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

کل ما کان عندکم ینفد

دام ما عنده الی السرمد

وضع آن اندر آب و گل نبود

موضعش غیر جان و دل نبود

نشود حبه ای ازان ضایع

روز محشر شود به او راجع

خانه تن خرابه ایست کهن

لله و فی الهش عمارت کن

لقمه هایی که مشتهای دل است

بهر این خانه مشت های گل است

چون کفایت همی کند دو سه مشت

چند گل می کشی به گردن و پشت

گل مزن می نگویمت به گزاف

گل همی زن ولی به قدر کفاف

هست چندان بس از شراب و طعام

که به طاعت توان نمود قیام

ور فزایی بر آن سرف باشد

کی سرف مایه شرف باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام