گنجور

بخش ۱۳۰ - در بیان آنکه مرویست از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم که گفت لقیت ابراهیم لیلة اسری بی فقال یا محمد اقراء امتک منی السلام و اخبر هم ان الجنة طیبة التربة عذبة الماء و انها قیعان و ان غراسها سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر، رواه الترمذی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

یاد کن آنکه در شب اسرا

با حبیب خدا خلیل خدا

گفت: گوی از من ای رسول کرام

امت خویش را ز بعد سلام

که بود پاک و خوش زمین بهشت

لیکن آنجا کسی درخت نکشت

خاک او پاک و طیب افتاده

لیک هست از درختها ساده

غرس اشجار آن به سعی جمیل

سبحله حمد له ست پس تهلیل

هست تکبیر نیز ازان اشجار

خوش کسی کش جز این نباشد کار

عرض فانی اند این کلمات

نیست شان در دو آن بقا و ثبات

لیک حق از کمال خلاقی

سازد آن را جواهر باقی

هر یکی را به صورت شجری

بنماید گرفته بار و بری

باغ جنات تحتهاالانهار

سبز و خرم شود ازان اشجار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام