گنجور

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶

 

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۲

 

شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام

سوختهٔ چشمهٔ نوش توام

ماهرخ با خط و خال منی

دلشدهٔ بی تن و توش توام

ترک منی گوش به من دار از آنک

هندوک حلقه به گوش توام

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵

 

دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست

بر بوی دانها که بدیدم ز خال دوست

دل را چه قدر و قیمت و جان چیست؟ کین دو رفت

وندر خجالتیم هنوز از جمال دوست

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰

 

چندان نظر تمام، که دل نقش او گرفت

از وی نظر بدوز چو دل را فرو گرفت

بیرون رو، ای خیال پراکنده، از دلم

از دیگری مگوی، که این خانه او گرفت

ای پیر …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱

 

هیچ اربه صید دلها در زلف تابت افتد

اول بکشتن من عزم شتابت افتد

بسیار وعده دادی ما را به روز وصلی

چون روز وصل باشد، ترسم که خوابت افتد

چشمت خط …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳

 

هیچ روز آن رخ به فرمانم نشد

درد دل برداد و درمانم نشد

دوش راز عشق او بر مرد و زن

قصد آن کردم که برخوانم، نشد

صبر از آن دلدار و دوری زان نگار

گر  …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲

 

که رساند به من شیفتهٔ مسکین حال؟

خبری زان صنم ماهرخ مشکین خال

هر سحر زلف چو شامش، که دلم در کف اوست

در کف باد شمالست، خنک باد شمال!

نیست میلی  …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۷

 

نه بیگانه‌ای، ای بت خانگی

مکن با من خسته بیگانگی

تو گر پایمردی نکردی به لطف

چه سود این دلیری و مردانگی؟

پری‌زاده‌ای چون تو پیش نظر

نباشد ز  …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » منطق‌العشاق » نامهٔ اول از زبان عاشق به معشوق

 

نسیم باد نوروزی، چه داری؟

گذر کن سوی آن دلبر به یاری

نگار ماهرخ، ترک پریوش

بت گل روی سیم اندام سرکش

فروغ نور چشم شهریاران

چراغ خلوت شب زنده‌ …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

اوحدی » منطق‌العشاق » رسیدن نامهٔ عاشق به معشوق

 

چو گوش ماهرخ پر شد ز زاری

به جای آورد شرط دوستداری

بر آن بیچاره رحمت کرد و بخشود

چه گوید کس؟ که جای مرحمت بود

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴

 

جمشید بنده در دولتسرای ماست

خورشید شمسهٔ حرم کبریای ماست

جعد عروس ماهرخ حجلهٔ ظفر

گیسوی پرچم علم سدره‌سای ماست

آن اطلس سیه که شب تار نام او …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲

 

مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود

که عشق لم یزل و لایزال خواهد بود

در آن زمان که امید بقا خیال بود

خیال روی توام در خیال خواهد بود

از آنطرف که تو …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۸

 

برافکن سایبان ظلمت از نور

که باد از روی خوبت چشم بد دور

رخت در چشم ما نورست در چشم

نظر بر طلعتت نور علی نور

بیاقوتت برات آورده سنبل

ز ریحان تو …


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰

 

اگر شکسته دلانت هزار جان دارند

به خدمت تو کمر بسته بر میان دارند

شدند حلقه به گوش تو را چو حلقه به گوش

چه خوش دلند که مثل تو دلستان دارند

کسان …


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲

 

ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشان

هان! به حذر شوید از غمزهٔ شوخ و شنگشان

نالهٔ زار عاشقان، اشک چو خون بی‌دلان

هیچ اثر نمی‌کند در دل همچو  …


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴

 

بردی دلم، ای ماهرخ بازاری

زان در پی تو ناله کنم، یا زاری

جان نیز به خدمت تو خواهم دادن

تا بو که دل بردهٔ من باز آری

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » عشاق‌نامه » فصل هفتم » حکایت

 

یکی از عاشقان جمالت را

بود نجم اکابر کبری

آن معین شریعت احمد

آن قرین دل و قریب احد

بود بر چرخ انجم اخیار

آفتاب معانی اسرار

آن گره سالکان، که …


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کن …


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کن …


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱

 

شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان

که صبح وصل نماید در آن، شب هجران

شبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشید

سیاه روی نماید چو خال ماهرخان

ز آه تیره‌دلان …


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

عطار » خسرونامه » رشک حسنا در کار گل و قصد کردن

 

چنین گفت آنکه استاد جهان بود

که در باب سخن صاحبقران بود

که چو شش ماه خسرو بود با گل

بهردم عشرتش نوبود با گل

گهی با گل می گلفام خوردی

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » خسرونامه » آگاهی یافتن شاپور از آمدن فرّخ و گلرخ و گرفتاری گل و گریختن فرّخ

 

بشب فرخ چو مرد کاروانی

برخویشان فرود آمدنهانی

مگر میرفت در بازار یک روز

فتادش چشم بر دیدار فیروز

عجب ماند و بر او رفت فرّخ

گرفتش د …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » خسرونامه » سپری شدن کار خسرو

 

چنین گفت او که کرد از وی روایت

کسی کو بود راوی حکایت

که چون خسرو ز رنج و غم بیاسود

همیشه شادمان و کامران بود

نیاسود از سرود رود ونخجیر …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مصیبت نامه » بخش چهاردهم » الحکایة و التمثیل

 

بود سنجر را یکی خواهر چو ماه

صفیه خاتون کرده نامش پادشاه

از جمال آن جهان دلبری

ذرهٔ بود آفتاب خاوری

از ملاحت وز حلاوت سر بسر

هم نمک …


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح سلطان الوزرا محمد زکریا

 

سرو با قد تو خواهد که کند بالا راست

راستی نیستش این شیوه که بالای تو راست

چشم سرمست تو را عین بلا می‌بینم

لیکن ابروی تو چیزی است که در بال …


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۹ - ‌در ستایش ولیعهد مغفور عباس شاه طاب‌الله ثراه می‌فرماید

 

الحمدکه از تربیت مهر درخشان

از لاله و گل‌ گشت چمن‌ کوه بدخشان

صحرای ختن شد چمن از سبزهٔ بویا

کهسار یمن شد دمن از لالهٔ نعمان

هامون ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آغاز داستان

 

سراینده دهقان موبد نژاد

ز گفت دگر موبدان کرد یاد

که بر شاه جم چون بر آشفت بخت

به ناکام ضحاک را داد تخت

جهان زیر فرمان ضحاک شد

ز هر نامه ای ن …


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » وصف بیابان و رزم گر شاسب با زنگی

 

بیابانی آمدش ناگاه پیش

ز تابیدن مهر پهناش بیش

چه دشتی که گروی بود چرخ ماه

درو ماه هر شب شدی گم ز راه

همه دشت سنگ و همه سنگ غاز

همه خار ریگ …


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » نشستن گرشاسب بر تخت کابل

 

به ایوان کابل شه آورد روی

بیامد نشست از بر تخت اوی

گهر یافت چندان زهرگونه ساز

که گر بشمری عمر باید دراز

چه بر پیل و اشتر چه بر گاومیش

به اثر …


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰۸

 

گریه ابری است که از دامن دل می خیزد

آه گردی است که از رفتن دل می خیزد

دم جان بخش به هر تیره درونی ندهند

این نسیمی است که از گلشن دل می خیزد

زا …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

رشیدالدین وطواط » رباعیات » شمارهٔ ۸ - در تغزل

 

آن دلبر ماهرخ ، که جانان منست

بر من بعزیزی چو دل و جان منست

اندر دل من نشسته باشد پیوست

مقبل تر ازین دل نبود کان منست

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

رشیدالدین وطواط » رباعیات

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کن …


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط
 

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱

 

ماه من، روی تو خوبست و چنین بایستی

لیک خویت قدری بهتر ازین بایستی

حیف باشد که رسد خاک بآن دامن پاک

آسمان وقت خرام تو زمین بایستی

چین در ابرو …


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی
 

ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۲۷

 

چون مساعد شد زمان و چون موافق گشت یار

موسم دی را توان کردن بنزهت چون بهار

تا بود در پیش دیده آفتاب سیم بر

کی هراسد خاطر کس از سحاب سیم بار؟

ی …


متن کامل شعر را ببینید ...

ازرقی هروی