گنجور

شمارهٔ ۵۴

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد

بپر شکار روی بدین دامگاه کرد

آمد به بند چار طبایع اسیر گشت

بر خویش عیش عالم علوی تباه کرد

چون مدتی به منزل سفلی بیارمید

رخ را ز دود گلخن دنیا سیاه کرد

پس نفس تیره شکل ز روی مناسبت

پیوند جان گزید چو دروی نگاه کرد

با جان چو نفسیافت مجال برادری

چون یوسفش بد مکر گرفتار چاه کرد

توفیق در رسید ز چاهش خلاص داد

بازش به مصر عالم جان پادشاد کرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید