گنجور

شمارهٔ ۱۷۲

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

کشم نقد جان را به بازار او

که این است شرط خریدار او

به جان گر توان وصل او را خرید

پر از جان شود خاک بازار او

صبا گر برد بوی او سوی گل

شود جمله بر باد پندار او

بگیرید ای دوستان دست من

که از دست رفتم ز رفتار او

بگویم که ایمان عشاق چیست

یکی پر تو از نور دیدار او

چو زلفش کند دعوی کافری

میان را ببندم به زنار او

بهشتت اگر می کند آرزو

زمانی نظر کن به رخسار او

جهانی پر از آب حیوان کند

حدیثی ز لعل شکر بار او

همام از لبش گر نگوید سخن

نیابند نوقی ز گفتار او



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید