گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای بی وفا، چه چاره کنم با جفای تو؟

تا کی جفا کشم بامید وفای تو؟

چون مبتلای عشق ترا نیست چاره ای

بیچاره عاشقی که شود مبتلای تو!

میخواهم از خدا بدعا صدهزار جان

تا صد هزار بار بمیرم برای تو

من کیستم که بهر تو جانرا فدا کنم؟

ای صد هزار جان مقدس فدای تو!

تا دیده ام که بند قبا چست کرده ای

بر دل چه بندهاست مرا از قبای تو؟

ای سرو، اگر چه دور شدی از کنار من

حقا، که در میانه جانست جای تو

روزی که عمر خویش هلالی دهد بباد

میخواهد از خدا، که شود خاک پای تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام