گنجور

غزل شمارهٔ ۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا

آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا

از من امروز جدا می شود آن یار عزیز

همچو جانی که شود از تن بیمار جدا

گر جدا مانم ازو خون مرا خواهد ریخت

دل خون گشته جدا، دیده خونبار جدا

زیر دیوار سرایش تن کاهیده من

همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا

من که یک بار بوصل تو رسیدم همه عمر

کی توانم که شوم از تو بیک بار جدا؟

دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ

دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا

غیر آن مه، که هلالی بوصالش نرسید

ما درین باغ ندیدیم گل از خار جدا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

یونس دردشتی » آوازهای یونس دردشتی ۱ » درآمد و بیداد

یونس دردشتی » آوازهای یونس دردشتی ۱ » بیداد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یاسین نوشته:

یکی از زیبا تربت غزلیاتی بود که خواندم
واقعا دستتون به خاطر سایت خوبتون درد نکنه

👆☹

یاسین نوشته:

به نظر می آید این شعر از لحاظ دستوری مشکل داشته باشد چراکه قافیه در دو بیت اول«یار» و در دیگر بیت ها «ار» هست

👆☹

حسین،۱ نوشته:

یاسین جان
در { اغیار و یار } هم قافیه آر هست و در همه ی ابیات نیز .
زنده باشی

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام