گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

غم بتان مخور، ای دل، که زار خواهی شد

اگر عزیز جهانی، تو خوار خواهی شد

اگر چو من هوس زلف یار خواهی کرد

ز عاشقان سیه روزگار خواهی شد

تو از طریقه یاری همیشه فارغ و من

نشسته ام بامیدی که یار خواهی شد

چو در وفای توام، بر دلم جفا مپسند

که پیش اهل وفا شرمسار خواهی شد

کنون بحسن تو کس نیست از هزار یکی

تو خود هنوز یکی از هزار خواهی شد

ز فکر کار جهان بار غم بسینه منه

وگرنه در سر این کار و بار خواهی شد

هلالی، از پی آن شهسوار تند مرو

که نارسیده بگردش غبار خواهی شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام