گنجور

شمارهٔ ۸۰۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

سوی محراب شدم با می ناب آلوده

در بغل مصحف و دامن به شراب آلوده

دل سیه مست و خراب از اثر بادهٔ دوش

بی صفا می شود آیینهٔ آب آلوده

مجلس موعظه ام گرم نگردیده رسید

از پیم ساقی سرمست شتاب آلوده

رخ برافروخته از غیرت بی باکی من

عرق شرم، گلش را به گلاب آلوده

سنبل آشفته، دل آزرده، نگه، تشنه به خون

ابروی تلخ ز کینم به عتاب آلوده

گفت شرمت ز خرابات نشینان ناید؟

که در او دامن شیخ است چو شاب، آلوده

رند میخانه کجا مسجد و محراب کجا؟

نکنی نامه اعمال، ثواب آلوده

با چنین حال گشودم سر طامات و حدیث

همه بیهوده، چو افسانهٔ خواب آلوده

بی حجابانه زدم لعل لبش بوسه، حزین

بازگشتم به خرابات حجاب آلوده



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر