گنجور

شمارهٔ ۷۸۱

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دل در پریدن است چو شبنم ز روی تو

خون مشک می شود به رگ گل ز بوی تو

باید به سینه نیشتر ناله بشکنم

نازکتر است از دل عشاق خوی تو

یک صبح، سینه چاک گذشتی ز گلستان

گل پاره کرده است گریبان، به بوی تو

خواهد نشست خون من از جوش اضطراب

ساقی اگر چو باده کند در سبوی تو

خلقی به هم نشان مه عید می دهند

انگشت من چو قبله نما، مانده سوی تو

از چشم شور خود کندش مشک، روزگار

خونی که می کند به دل نافه، موی تو

تر شد ز ابر کلک تو مغز خرد، حزین

جان تازه میکند، رقم مشکبوی تو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان