گنجور

 
حزین لاهیجی
 

خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل

خال تو نقطهٔ ورق انتخاب گل

بفکن عنان جلوه گلگون ناز را

تا موج سبزه می گذرد از رکاب گل

هرکس شکسته است به جامی خمار خویش

بلبل فتاده مست ز جام شراب گل

در حیرتم نسوخت چه سان از حجاب عشق؟

تا سوخت برق ناله بلبل نقاب گل

جوش بهار شیشهٔ طاقت به سنگ زد

شستم غبار توبهٔ دل را به آب گل

با حسن شرمگین چه کند چشم شوخ عشق؟

آتش به بلبلان زده، برق حجاب گل

هر بوته ای ز تاب شود، بوته ی گداز

آید اگر فسانه بلبل به خواب گل

شهری ست محو نالهٔ مستانه ات حزین

خلقی خراب بلبل و بلبل خراب گل