گنجور

شمارهٔ ۶۰۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک

گلپوش تر از صحن گلستان شودم اشک

بی قدر شود رشته چو خالی ز گهر شد

کو عشق که آویزهٔ مژگان شودم اشک؟

از جلوهٔ مستانهٔ آن سرو قباپوش

چالاکتر از سیل بهاران شودم اشک

مستانه رگ ابر تری از مژه برخاست

تا صف شکن زهد فروشان شودم اشک

از حسرت نظارهٔ آن ناوک مژگان

در سینه گره گردد و پیکان شودم اشک

ویرانهٔ عالم شده محتاج به سیلی

بگذار حزین آفت دوران شودم اشک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان