گنجور

شمارهٔ ۵۵۶

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دلها ز جلوه خون شد و یاری ندید کس

عالم به گرد رفت و سواری ندید کس

سرگشتگان چو موج بسی دست و پا زدند

زین بحر بیکرانه، کناری ندید کس

رخسار نانموده، دل از عشق سوختی

آتش زدی به شهر و شراری ندید کس

سرو و سمن ز ساغر شوق تو سرخوشند

در دور نرگس تو خماری ندیدکس

افسرده بود بس که بساط چمن حزین

ایام گل گذشت و بهاری ندید کس



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن