گنجور

شمارهٔ ۴۱۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

اشکم نمک به دامن ناسور می کند

دربا ز رشک حوصله ام شور می کند

بیداد ناوک مژه زهراب دادهای

هرجا دلی ست خانهٔ زنبور می کند

ما را تن ضعیف چه باشد؟ که کوه را

غم ناتوان تر از کمر مور می کند

نبود حریف رطل گران، عقل شیشه دل

بی جا ستیزه با می پر زور می کند

پیداست در میانه که سود و زیان کیست

خفّاش اگر چه عربده با نور می کند

تا همسری به دل نکند هر سبک سری

حسن امتحان حوصلهٔ طور می کند

پاس ادب بدار که طبع غیور عشق

بازی به خون ناحق منصور می کند

در زیر پای همّت ما پایمال بود

چرخ دنی به ماتم ما سور می کند

دارد گدای میکدهٔ ما شکوه جم

ساغر ز کاسهٔ سر فغفور می کند

سیرم ز جان که بی نمکی های روزگار

آب حیات را به لبم شور می کند

منّت پذیر عشقم اگر هجر و گر وصال

یادت تسلی دل مهجور می کند

مژگان به دور او نبود چون سیاه مست

چشم تو باده در رک مخمور می کند

بیند سواد کلک تو رضوان، اگر حزین

هر نقطه، خال کنج لب حور می کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر