گنجور

حاشیه‌های احمد ترکمان

احمد ترکمان 🌐

👊


احمد ترکمان در ‫۱۸ روز قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوس‌نامه » باب بیست و هشتم: اندر دوست گزیدن و رسم آن:

بشوی ای برادر از آن دوست دست

که با دشمنانت بود هم نشست

 

احمد ترکمان در ‫۱۸ روز قبل، شنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۰ - عارف راجع به شیراز و نامه شریفه دختران ایران چاپ شیراز و زنددخت بانو سردبیر آن نامه سروده:

خوشا شیراز و عهد باستانش

درخشان دوره دور کیانش

بیت آخر.همان برخی آذربایجانش

برخی :نثار

 

احمد ترکمان در ‫۳۰ روز قبل، دو شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۹ در پاسخ به احمد ترکمان دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه:

در این روزها معنی پسرا را در شیر زنان میهنم مخصوصا جنوب میتوانید ببینید.مردتَر از مَرد  شیرتَر از شیـــر..همه ما ایرانی هستیم همه یکصدا هستیم

به شادی روی درخشنده ماه

کمربسته دختران زرین کلاه

 

احمد ترکمان در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۵۳ - رای زدن آتبین با کوش:

همی گفت پلنگ ای دلیران من

ستوده سواران و شیران  من
نه هنگام سستی ست کوشش کنید
بر دشمنانِ خاک یورش کنید

 

احمد ترکمان در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۵۳ - رای زدن آتبین با کوش:

بدو کوش گفت ای سرافراز شاه

میندیش از این بیکرانه سپاه

که ما پشت را سوی کوه آوریم

همه لشکرش را ستوه آوریم

کجا گفت فرزند خود را به راز

ز دشمن به پرهیز باشید باز

 

احمد ترکمان در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۵۳ دربارهٔ ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۲ - رسیدن نامه ی کوش به مانوش و فرستادن نامه به سوی کوش:

چنین گفت کای شاه رزم آزمای

نفرمودمان کینه جستن خدای

نه تاراج فرمود و خون ریختن

نه اندر جهان شورش انگیختن

وگرنه به گنج و به مردان کار

نتابم ز کس روی در کارزار

بی آزاری و نیکنامی گزین

ز گیتی بسنده کن ایران زمین

جهاندیده دستور را بی سپاه

فرستادم اینک بدان بارگاه

 

 

احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۶ در پاسخ به احمد ترکمان دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه:

پسرا متضاد اسمش میشود.. لورهای عراق به دختر بچه های کوچیک میگویند پسرا

چرا میخند عراق هم لُر دارد.همانگونه که در خوزستان هم لور داریم

 

 

احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۶ در پاسخ به احمد ترکمان دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه:

آخرین راهنمایی

ترکی هم نیست ریز بین باشید تا حالا فهمیدید چه زبانی

 

احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۸ در پاسخ به احمد ترکمان دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه:

یک راهنمایی

کُردی نیست

عربی هم نیست!!

 

احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۰۶ در پاسخ به احمد ترکمان دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » کتان و ماه:

این شعر "پسرا" به یک زبانی که هم داخل کشور ازش هست هم کشور همسایۀ سمت غرب

اگر کسی درست بگوید پسرا و آن زبان چیست یک جایزه خوب داره.البته در اینجا درست نوشتم فقط میخوام بدونم پسرا را کسی از میان شما شنیده هرکدومتون بگید جایزه دارید

 

احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۴ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۵ در پاسخ به بهنام بهادری دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶:

همین یک بیت برات کافیه.یحتمل تحت الفشاری

در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست

فهم ضعیف رای فضولی چرا کند

 

احمد ترکمان در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶:

دوستان! وقت عصیرست و کباب

راه را گرد نشانده‌ست سحاب 

بفروزیم همی آتش رز=آتشی از چوب درخت انگور

گسترانیم بر او سرخ کباب

امروز 13نوروز  و روز طبیعت امیدوارم هرکجا که میروید خوش باشید

 

احمد ترکمان در ‫۳ ماه قبل، سه شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » بهار:

زاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید

باد به گل بر بَزید گل به گل اندر غژید

گزید:انتخاب کرد "سزید:رفتن.خراج "

بزید:وزیدن "غژید:روئیدن"

در این فصل زیبا هوا که گرم میشود زاغها وکلاغها دیگر داخل شهر نیستند و به بیابان و مزارع میروند و از میوهای تازه و جوانه گیاهان استفاده میکنند بادهم که در این فصل میوزد به باد روح بخش معروف است که تمام گل و گیاهان را از خواب زمستانی بیدار میکند و شروع به روئیدن میکنند

 

احمد ترکمان در ‫۳ ماه قبل، یک شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۰ در پاسخ به آینهٔ صفا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:

عالی نوشتی "صفا" البته پارسال هم این را خواندم

ویک شعر زیبا در پاسخ گذاشتیم

اما سایت در حال تغییر بود و ثبت نشد

 

احمد ترکمان در ‫۳ ماه قبل، دو شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

باز فکند بلبل مست در چمن غلغله

دختر جنب صبا گشته از مــا حامله

باز مرا طبع شعر سخت بجوش آمـدست!

 

 

احمد ترکمان در ‫۴ ماه قبل، جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۵۸ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » طلب ِ جام:

یکی از اشعار جناب کسایی همین شعر است که تمام کلماتش ایهام دارد

ای خواجۀ مبارک,بر بندگان شفیق

فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق

رهی:رهگذری.غلامی

چاثلیق:پیشوای ترساییان

یک جام خون بچهٔ تاکم فرست ، از آنک

هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق

تاک:درخت انگور..خون بچۀتاک:آب انگور

تا ما به یاد خواجه دگر بار پر کنیم

ار خون خوشه ، اَکحَل و قیفال و باسلیق

اکحل:چشم سیاه 2رگی در دست

قیفال:شاهرگ بازو 💪

باسلیق:1پادشاه بزرگ...2از وسایل کشتیهای جنگی مانند توپ 3سیاه رگ بازو

خون خوشه:آب انگور با درصدی الکل!! در حد صیانت

چون گرم شود زباده مارا رگ و پی

مِنت نبریم یک جو از حاتم طی (حافظ)

 

احمد ترکمان در ‫۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

عشقبازی و جوانی و شرابِ لعل فام

مجلسِ اُنس و حریف همــدم و شرب مدام

ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن

همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام

یکی از با نشاط ترین و با طراوترین غزلهای حافظ همین شعر است

 

احمد ترکمان در ‫۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۴ در پاسخ به حسين دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷:

بله.اما امسال هوا سرد بود برف بود خوب بود.بازم برف میاد بارون میاد..امروز را قدیمیها بهش میگن چله چارِ چار.

یعنی 44روز از زمستون گذشته که چهل روز اول رو میگن چله بزرگه و بعداز اونو میگن چله کوچیکه

اولین شبِ چله کوچیکه هم جشنهای سده از جشنهای ایران باستان بوده و هنوزم بعضی از اقوام این جشن را دارن و انجام میدن..فیلم جشن سده را توی فضای مجازی دیدم آتش روشن میکنن و.....نیو

چله کوچیکه بیست روزه یعنی تا آخر این ماه(بهمن).که بعدش میشه نوروز ماه(اسفند)..اما بعضی اوقات سرمای زمستانی و برف به ماهای بعدی هم میرسد..که به این وقتها میگویند چله کوچیکه دیوونه بازی درآورده :)

پدرم میگفت یکسالی در قدیم هفتادروز بعداز عید برف بارید میگفتن "وای که هفتاد برفی اُفتاد" یعنی هفتاد روز از عید گذشته و برف باریده.برف در آن موقع سال برای خیلی چیزها ضرر داشته.

روزهای برفی خوبی داشته باشید ❄❄❄❄ ⛄☃⛄ ☃ ⛄☃ ❄❄❄❄

 

احمد ترکمان در ‫۴ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۳ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » وصف شراب:

یک دست جامُ یک دست مرام 

گَه مَرد حلالیمُ گَه مَرد حرام

این تک بیت را کی میتونه برای من معنیشو بگه شاعرشم حاضر هستم خدمـتتون.

پاسخی داشتید همینجا بنویسید.خیلی ساده میباشد

 

احمد ترکمان در ‫۵ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ دقیقی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۳۰:

به شمشیر باید گرفتن مر او را

به دینار بستنش پای ار توانی

 👊

 

۱
۲
۳
۱۷