گنجور

حاشیه‌های احمد ترکمان - صفحهٔ ۱

 

احمد ترکمان


احمد ترکمان در ‫یک ساعت قبل، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ همام تبریزی » مفردات » شمارهٔ ۲۳:

مطاع:مطیع.در خورِ اطاعت

 

احمد ترکمان در ‫۱۰ ساعت قبل، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » امروز و فردا:

هر چمنی یک صنمی میرسد

لاله رخی جان به فدا میرسد

 

احمد ترکمان در ‫۱۲ ساعت قبل، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۲۴:

ای زدوده سایه تو ز آینۀ فرهنگ زنگ

بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ

این شعر به مسائل فرهنگی اجتماعی پرداخته.در اینکه جناب کسایی از ستایشگران دولت سامانی بوده اند هیچ شکی نیست.در سال 366 وقتی نوح سامانی بر تخت سلطنت تکیه میزند تنها سیزده سال سن داشته.مادر و وزیرِ جوان لایق و مقتدرش "ابوالحسین عتبی"زمام امور را بر دست میگیرند.اینگونه مسائل را شاید در فیلم های عثمانی دیده باشید.این وزیر ممدوح جناب شاعربوده که این تک بیت را برای ایشان گفته اند.و از وجود ایشان که با اقتدار توانسته مملکت را اداره کنند و مایه افتخار همگان بوده اند تقدیر کرده است.

اول سرهنگ را بگوییم:بلند بالای یکه بزن پهلوان.الاماشالله

زدوده:پاک شده.چیره شده

سایه:تاثیر.حمایت..:آینه:آیین.فرهنگ

آینه ایهام دارد:مانند زره است ولیکن از آهن یک تکه تشکیل شده که در قدیم جنگجویان به سینه و ران میبستند.که امروزه ضد گلوله جایگزین شده

فرهنگ:ادب تربیت.علم.بینش.معرفت.مجموعه ای از آدابها و دآنش ها ومهارتهای لازم و ضروری برای اعضای جامعه.

زنگ:آگاهی دادن.."خرد:عقل دآنش.ادراک(عقل درون سرهنگ)

سرهنگ:از دو بخش سر و هنگ تشکیل میشود.سر یعنی بالا,هنگ یعنی نیروهایی که از او فرمانبر هستند.چنین فردی عامل تحقیق هنگ برای فرهنگ است.

فخر:افتخار.بالندگی.غرور

هنگ:مجموعه ای که دارای سرو شکل مشخص است.مجموعه اجزا یا افرادی که نظام رتبه بندی و چینشمندی مدبرانه ای دارند. نیرو.لشکر

عدلیه از نظمیه کمک میخواهد و گزارشات اولیه هر پرونده ای را نظمیه ارائه میدهد.نظمیه مستلزم است که مفسدین فی الارض و اُم الفسادان کوی و برزن را شناسایی و جمع آوری کنند.که مشکلی برای اعضای جامعه پیش نیاید.دادستان در اینجا مانند سرهنگ است که مجموعه ای رتبه بندی در اختیار دارد.پس باید هنگِ در اختیار ایشان چه در نظمیه چه در عدلیه کارشان را درست انجام بدهند زیرا قضات بر حسب تحقیقات ایشان رای صادر میکنند.اگر در هنگ کسی تحقیقات و گزارشات را درست انجام نداد و خود بجای فرهنگسازی باعث بروز مشکل شد وظیفه سرهنگ است که اورا ادب کند و چه ادبی بهتر از افسریِ معروف!که حداقل یک فصل طول درمان داشته باشد.این میشود تذکر اول,واگر همان شخص برای بار دوم مرتکب خطا شد دیگر نیاز به دخالت سرهنگ نیــست و باید اورا به استان همجوار پایتخت انقال دهند در آنجا ایشان را درست تـربیت کــرده و به هنگ باز میگردانیم.که انشالا به راه راست هدایت شده باشند.از فتخ هم بگوییم که عده ای از اینان خود باعث بروز مشکل هستند چگونه میشود اینان را ادب کــرد.روش اینان هم هست.هیچ نگرانی بابت هیچ کاری نباید باشد تا جامعه در آرامش به زندگی مشغول باشند.

آنکس که بدم گفت,بدی سیرت اوست*وان کس که مرا گفت نکو خود نیکوست

حال متکلم از کلامش پیداست*از کوزه همان برون تراود که در اوست

 

احمد ترکمان در ‫۳ روز قبل، شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۷:

نور خدا نمایدت آینۀ مجردی*از درما درآ اگر طالب عشق سرمدی

آینه تجرد و عشق و عرفان نور خدا را نشان تو میدهد.اگر خواهان عشق جاودانی هستی از این در وارد شو.

باده بده که دوزخ ار نام گناه ما بَرَد*آب زند بر آتشش معجزۀ محمدی

شعبده بازیی کنی هردَم و نیست این رَوآ*قالَ رسول ربنا ما اِنا قط من ردی.آ

حقه بازی میکنی و این اصلا درست نیست!زیرا حضرت رسول میفرماید من هرگز اهل حیله و نیرنگ نیستم

گر تو بدین جمال و فر سوی چمن کنی گذر*سوسن و سرو وگل به تو جمله شوند مقتدی

مرغ دل تو حافظا بسته دام آرزوست*ای متعلق خجل دم مزن از مجردی

ای حافظ پرنده دل تو وابسته علایق است.از وابستگی دنیا خجل باش و از تجرد دم مزن.

شاعر طنز پرداز.شب شعر حضرت آقا

 

احمد ترکمان در ‫۴ روز قبل، جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:

امروز به هر حالی بغداد بخاراست

کجا میر خراسانست, پیروزی آنجاست

اعداست:عدو.دشمنان

 

احمد ترکمان در ‫۵ روز قبل، پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو:

محمد

چندبار شعر را باید بخوانی تا خوانش صحیح را یاد بگیری

صوت هم که بگذارند باز در خوانش مشکل خواهی داشت..همیشه چندبار شعررا مطالعه بفرمایید.

اگر دندون پزشکی وقت بده تا بیایم خدمتت!!

 

احمد ترکمان در ‫۶ روز قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۰ - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردی:

که دریافتم حاتم نامجوی*هنرمند و خوش منظر و خوبروی

جوانمرد و صاحب خرد دیدمش*به مردانگی فوق خود دیدمش

بگفت آنچه دید از کَرَمهای وی*شهنشه ثنا گفت بر آل وی

d.r.a

 

احمد ترکمان در ‫۷ روز قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۳۴:

کسی که سامۀ جبار آسمان شکند*چگونه باشد در روز محشرش سامان

سامه:عهد و پیمان

جبار:قهار.دادگر

سامان:آرامش.نظم وترتیب

 

احمد ترکمان در ‫۸ روز قبل، دو شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۶۲۵:

ع.ا.غلامی خدا رحمتت کنه

لکم دینکم ولی دین:شماراست دین شما مراست دین خودم.پیامبر به کافران گفته.سوره کافرون

در اینکه اشعار عرفانی شعرا میسرودند شکی نیست اما حافظ کلا از ریشه عرفانی شد؟!

یحتمل جابجا نوشتی که سعدی عاشقانست و حافظ  کلاعرفانی.هردو شاعر همه جور شعری دارند.

ای کاش بودی این بیت حافظ رو برام از عرفانش میگفتی.

می دوساله و محبوب چارده ساله

همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر

 

احمد ترکمان در ‫۹ روز قبل، دو شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکنده » تکه ۲۳:

شریعت:طریقه.قانون

طریقت:راه و روش.حقیقت

 

احمد ترکمان در ‫۹ روز قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر:

مهدی عالی بیان شده

 

احمد ترکمان در ‫۱۰ روز قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

با اجازه جناب دکتر صحافیان

سوره حدید23:آنچه از دست شما رفت تاسف مخورید و آنچه بشما اعطا کرده است شادمان و دلخوش مباشید

و خداوند هیچ خودستا و فخر فروشی را دوست ندارد.

گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو*هر قبله ای که بینی بهتر زخود پرستی

 

احمد ترکمان در ‫۱۰ روز قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » دولت سامانیان و بلعمیان:

سُرخ و سیه شقایق,هم ضد و هم موافق

چون مومن و منافق پنهان و آشکارا

 

احمد ترکمان در ‫۱۱ روز قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه:

آنرا که حلال زادگی عادت و خوست*عیب همه مردمان بچشمش نیکوست

معیوب همه عیب کسان مینگرد*از کوزه همان برون تراود که دروست

هرچند که آدمی ملک سیرت و خوست*بد گر نبود به دشمن خود نیکوست

دیوانه دل کسیست کین عادت اوست*کو دشمن جانِ خویش میدارد دوست!

معنی این چهار بیتِ شیخ ابوالخیر تفسیر مثنوی مد نظر است!!

 

احمد ترکمان در ‫۱۱ روز قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

لفظی را که دو معنی بکار رود ایهام گویند

"رضا" در ایهاماتِ اشعار همان دو معنی را بکار میبردند!!

ولیکن بنده در ایهامات که در اشعار جدید تفسیــر میکنیم چون اطلاعاتی از شعر شاعر در دست نیست بیش از چند معنی بکار میرود!!

مثلا پسرا.ماهرویا میتواند خود شاعر باشد یا پسرش یا نگاری یا صنمی لاله رخی یا نسترنی یا سوسن و سرو و سنبل بنفشه های پُرگل این همه نازو نعت خدا نموده خلقت.

و شاعر عزیزمان جناب کسایی طبیعت سرا هستند و به شاعر چیره دست طبیعت معروف.یعنی ازنعمتهای خداوند از"گلها"در اشعارشان زیاد استفاده نموده اند!!

ای همه آسمان شده خیره به هر نگاه تو*چشم رضا ستاره شد مانده کنار ماه تو

لشکر حوریان ببین برگ خزان مقدمت*آمده تا که بالِ خود فرش کند به راه تو

ولادت حضرت معصومه و روز دختر مبارک.

 

احمد ترکمان در ‫۱۱ روز قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

اگر داری تو عقل و دانش و هوش

بیا بشنو حدیثِ گربه و موش

بخوانم  از برایت داستانی

که در معنای آن حیران بمانی

ای خردمند عاقل و دانا*قصه موش و گربه برخوانا

 

احمد ترکمان در ‫۱۲ روز قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

سلام علیکم و..... ملیکا..تشکر

شما آیه3و 284 بقره و 5 آل عمران را بخوان.شاید متوجه شدید چه میخواهیم بشما و دیگر دوستانتان بگوییم.

تفسیــر ومعنی کردن ما فرق میکند..بلخصوص همینی که شما نوشتید شیوه ای بسیار خاص است!

 

احمد ترکمان در ‫۱۳ روز قبل، پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » شعر و غزل:

ای آنکه جز از شعر و غزل هیچ نخوانی*هرگز نکنی سیر دل از تُنبُل و ترفند

زیبا بود ار مرو بنازد به کسایی*چونانکه جهان جمله به استاد سمرقند

سیر:سفر.سیاحت.خشنود.راضی

تُنبُل:حیله.مکر.جادو

ترفند:تزویر.دروغ.شعبده

بنازد:شایستگی.تحسین

استاد سمرقند:رودکی پدر شعر فارسی

ای کسی که جز شعرو غزل چیزی نمیخوانی.هیچوقت دلت راضی به حیله گری و دروغ نمیشود.

چه زیباست اگر سلاطین و مردم شهر مرو شاعر را تحسین کنند

آنچنان که جهان همگی رودکی را تحسین میکنند.

مرو:از شهرهای بزرگ خراسان قدیم که اکنون به بخارا مینشیند.پیشینه شهر مرو به پیش از میلاد مسیح برمیگردد.مرو از شهرهای باستانی آریاییان و از مراکز فرهنگی اجتماعی ایران بوده است.

روزگاری مرو پایتخت دولت ایرانی طاهریان بوده به گفته احمد بن یعقوب بزرگترین شهر خراسانِ ایران مرو بوده است (البلدان صحفه55) مرو از شهرهای پر نعمت بوده که درختان میوه و رودهاخانه های آبادی داشته.میر خراسان برای گذراندن بعضی از فصلها به آنجا میرفته. اگر مایل بودید این شعر رودکی و حاشیه اول او که حمیدرضا نوشته مطالعه بفرمایید

کُردها در گذشته به مرو:مرو گیان. و دیگران هم "شاه جان" میگفتند.گیان در کُردی معنی جان را میدهد.

 

احمد ترکمان در ‫۱۳ روز قبل، چهار شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:

از اهل زمانه عار میباید داشت

وز صحبتشان کنار میباید داشت

از پیش کسی کار کسی نگشاید

امید به کردگار میباید داشت

 

احمد ترکمان در ‫۱۵ روز قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

واقعه ای بدیده ام لایقِ لطف و آفرین

خیز معبرالزمان صورت خواب من ببین

خواب بدیده ام قمـر چیـــست قمر به خواب در؟

زانک به خواب حل شود آخر کار و اولین

بانو ملیکا.خدا قووت.1839اگر وقت شد این دو بیت را برای من بگویید

اگر هم وقت نشد خودم پیدا میکنم.تشکر

 

[۱] [۲] [۳]