گنجور

حاشیه‌گذاری‌های بهرام مشهور

بهرام مشهور

تاریخ پیوستن: ۱م شهریور ۱۴۰۰

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۱۸۷


بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴:

در سایه گل نشین که بسیار این گل
ازخاک درآمده ست و برخاک شده

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹:

همیزد باید جدا نوشته شود چون در اینجا یک قید و یک فعل مجزا هستند : همی زد

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:

یک شکل دیگر این شعر این است :
گربرفلکم دست بدی چون یزدان
برداشتمی من این فلک را زمیان
وز نو فلکی دگر چنان ساختمی
کاسوده به کام دل رسیدی آسان

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

یک شکل دیگر از این شعر چنین است :
گاویست در آسمان قرین پروین
گاویست دگر بر زبرش جمله زمین
گربینائی چشم حقیقت بگشا
زیر و زبر دو گاو مشتی خربین

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

بنظرم این شکل از این شعر صحیح تر باشد:
برخیز بتا بیار بهر دل ما
حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
درغیر این صورت ، گزاره یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم کامل نمی شود .

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:

خیّام به نکته ای اشاره نموده که روانشناسان در نیمۀ دوّم قرن بیستم بدان رسیدند و آن این که خوشبختی یا بدبختی در درون انسان و در ذهن اوست نه در خارج از وجود آدمی

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:

به این شکل هم نوشته شده :
ای دوست بیا تا غم فردانخوریم
وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فرداکه از این دیرمغان درگذریم
باهفت هزارسالگان همسفریم

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

با عرض پوزش بسیار ناگزیرم چند نکته را یادآوری نمایم که بیشتر اشتباهات تایپی است :
بیت نخست ، هان ای دل عبرت بین ازدیده(عبر) کن هان
بیت 16 ، خندند برآن دیده کاینجانشود گریان ، خندۀ اینجا به تلافی خندیدن به شاعر و ضمناً صفت مقابله با گریان درهمین بیت
بیت 20 ، این است همان درگه (کاورا)ز شهان بودی
بیت 25 ، ای بس ( شه ) پیل افکن کافکند به شه پیلی
بیت 29 ، پرویز به هر ( خوانی ) زرین تره د( آوردی ) ، این خوان درپاسخ به بیت بعدی است .
بیت 38 ، گر زاده ره مکه (تحفه ) است به هرشهری
بیت 40 ، اخوان که ز ره آیند آرن ( رهاوردی ) این قطعه رهاورداست ازبهر دل اخوان

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

این یکی از شاهکارهای شعر و فلسفه خیّام است که خودش را بدان حال هم آدمی که به کارگاه کوزه گری میره و هم کوزه ای که به زبان می آید تشبیه می کند ، منظور از کارگه کوزه گری دنیاست و در این دنیا دوهزار که کنایه از هزاران می باشد ، کوزه یعنی آدمی را می بیند گویا و خموش ، مرده و زنده ! ناگاه یکی ( و فقط یکی ) کوزه ، خودش را می گوید برآورد خروش ، کو کوزه گر ( آفریننده ) و کوزه خر ( تحویل گیرنده اینهمه آدمی کیست ؟ ) و کوزه فروش ( واسطه و سازوکار این برنامه چیست ؟ )

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

من این شعر را اینگونه خوانده بودم و بنظرم وزین ترین و با معناترین و شیواترین حالت این شعر باشد :
ازجملۀ رفتگان این راه دراز
بازآمده ای کو که بما گوید راز
هرکس سخنی از سر سوداگفته ست
زان روی که هست کس نمی داند باز

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۹:

معنای شعر : ای دلارا تا مژدۀ رسیدن به تو را نشنیدم ( و مطمئن نشدم ) ، به عشقت نگرویدم .تخم وفای ( متقابل ) تو را در دل کاشتم بجز اندوه و خواری چیزی درو نکردم . در اینجا باباطاهر با تمثیل عشق زمینی به رهروی عشق خدا می گوید عاقبت این هردو عشق در دنیای مادیات ، جز اندوه و خواری نصیبی ندارد و اگر کسی بدنبال عشق خدا باشد باید قید همه چیز را بزند.

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹۶:

با پوزش ، بنظرم چنانچه در شروع بیت دوّم بهر را بصورت جدا ( به هر )بنویسید از نظر نگارش درست تر باشد زیرا بهر ممکن است خواننده را به معنای بهره گمراه کند و اکنون معنای این دو بیتی :
این دو بیتی یکی از مهم ترین اشعار باباطاهر است چون طیّ آن خودش را معرفی می کند :
مو آن بحرم ... یعنی بابا طاهر بدون لاف و ادعا می گوید روحش دریائی است که در یک ظرف (تن ) گنجانده شده . چونقطه .. این نقطه است که معنا و مفهوم حرف را آشکار می کند . او می خواهد بگوید خیلی چیزها در جهان هست که مردم می بینند و معنای آنها را نمی دانند و او می داند و البته نمی گوید و او گرچه می باید نقطه می شده و معنا را آشکار می کرده ولی .. به هر الفی (الفی با ا فتحه دار و ل و ف ساکن ). الف قدی برآیه الف اوّل به معنای هزاره است و الف قد ( با ا فتحه دار و ل کسره دار و ف ساکن ) یعنی کسی که قد خدنگ مانند الف دارد . یعنی در هر هزاره ای مردی می آید که از سایر مردمان متمایز و برجسته است . الف قدم که در الف آمدستم یعنی خودش هم از الف قدها یعنی اشخاص برجسته ای است که درست سر هزاره تولد یافته است . برای آگاهی از تحوّل روحی باباطاهر و آن داستانی که در یک شب یخبندان زمستان همدان از شب تا صبح در یک حوض غسل کرده می توانید به مجله اخبار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سال 1380 و 1381 مقالۀ تجربه نزدیک مرگ نوشته اینجانب رجوع کنید .

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰:

با عرض پوزش ، افکار در اینجا منظور نیست و درست مصرع دوّم اینست :وزفکرت بیهوده دل و جان افگار

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:

مقایسه آزادگی و مردانگی خیّام و زمانه اش با ما و زمانه ما که سرمایه داری تا مغز استخوانمان رفته و برای اندکی پاداش و اضافه حقوق ، مأمور کم از خود می شویم و خدمت چون خود می کنیم !

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:

لطفاً تصحیح فرمائید :
یک قطرۀ آب بود و با دریا شد
یک ذرّۀ خاک و با زمین یکتاشد

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:

طبّ قدیم یا طبّ سنتی استوار بر این بود که تعادل در تن سالم وجود دارد و امراض بدلیل برهم خوردن این تعادل و افزایش و کاهش یک از مزاجهای چهارگانه سودا صفرا دم و بلغم و غلبه یکی بر بقیه روی می دهد در اینجا کثرت و قلّت بردن از دل و پیشگیری از بیماری را متأثر از می برشمرده است . و خیّام همچون ابن سینا اعتقاد داشت مقدار کم شراب باعث حفظ این تعادل و تندرستی می شود و توصیه می کند از کیمیائی که اگر یک جرعه از آن را بخوری هزار علّت یعنی هزار بیماری را ازبین می برد پرهیز مکن !

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:

خیّام می گوید :
گویند هرآن کسان که باپرهیزند یعنی آن کسانی که ظاهراً پرهیزکارند می گویند : آنسان که بمیرند بدانسان خیزند یعنی هرکسی به همان حالی که می میره ، در روز رستاخیز ( که قیامت معرب آنست و اعراب این اعتقاد و معاد را از ما گرفته اند ) هم به همان حال برمی خیزند یعنی دوباره زنده می شوند
ما با می و معشوقه از آنیم مدام یعنی ما بدین خاطر مدام اوقات خود رابا می و معشوقه می گذرانیم
باشد به حشر ما را چنان انگیزند یعنی ما را به همان حال ( همراه می و معشوقه ) زنده کنند

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:

یک ورژن دیگر از این رباعی :
گویند بهشت و حور عین خواهد بود
وانجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
آخر نه به عاقبت همین خواهد بود

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹:

متن صحیح بیت اوّل اینست :
عالم اگر از بهرتومی آرایند
مگرای بدان که عاقلان نگرایند

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

برخلاف تصور و نظر یکی از دوستان ، همان که قدیم نوشته بودید درست است زیرا رسم الخط جدید بسیار اشتباه دارد یکی از آنها همین که در قدیم این شعر را بدرستی می نوشتند: بر چهرۀ گل . و نمی نوشتند برچهره ی گل که هم من درآوردی است و هم نوشته را طولانی می کند منتها بخاطر مختصر نوشتن از یای مخفف که علامتی است شبیه همزه استفاده می کردند که در صفحه کلید های ( کیبورد های ) رایانه برای این که ی را به ه بچسبانید در آخر کلمه ای که به آن ختم می شود بجای ه باید شیفت را نگه داشته و روی ل بزنید تا به صورت ۀ درآید می بینید که در رایانه ها دقیقاً پیش بینی کرده اند امّا متأسفانه کسانی که رسم الخطّ جدید را پایه ریزی کرده اند سواد چندانی نداشته اند شاید هم از یای مخفف اطلاعی نداشته اند ! . دیگر آن که دلفروز که قبلاً نوشته بودید درست است زیرا قاعدۀ نوشتن کلمات جدیدی که به صورت مرکب ساخته می شوند این است که در ابتدا کامل و حتی دو جزء کلمه جدا نوشته می شوند مثل ره آورد که بمعنی آوردۀ راه و سوغات است که بعد از مدّتی رهاورد شده و خاقانی می نویسد: این قطعه رهاوردیست از بهر دل اخوان . در اینجا هم دل افروز دستکم از زمان خیّام بوده و برای مختصر تر و راحت تر نوشتن تبدیل به دلفروز شده است .

۱
…
۷
۸
۹
۱۰