گنجور

حاشیه‌گذاری‌های احمد خرم‌آبادی‌زاد

احمد خرم‌آبادی‌زاد

تاریخ پیوستن: ۲م دی ۱۴۰۰

دارای دکترای شیمی، علاقه‌مند به ادبیات، زبان و زبانشناسی و ....

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۴۵۵

ویرایش‌های تأیید شده:

۱۰٬۳۲۹

ویرایش‌های بخش‌های تأیید شده:

۱


احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۶۸ - در هجو رشید وطواط:

به استناد نسخه عبدالرسولی، مصراع دوم بیت 3 به جای «هست چون طوطی غماز و ندیم»، به شکل زیر است:

«هست چون طوطی غماز و نمیم»

نکته شایان توجه این است که واژۀ «ندیم» دارای بار معنایی مثبت بوده و با اصل هجو کاملا ناسازگار است.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۵۱:

مصراع نخست بیت 10 به جای «چند با دانهٔ دل بریان» به احتمال زیاد باید به شکل زیر باشد:

«چند با دانهٔ هِل بریان»

ترکیب «دانۀ دل» نامفهوم است و البته ناسازگار با کل شعر، که اشاره به دارو و درمان در گذشته‌های دور دارد.

*اما، متاسفانه سند خطی تایید کننده‌ای در دست نیست.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم:

مصراع نخست بیت 55 به شکل کنونی («تیغ تو زیبق کند زهرهٔ گرشاسب و شم») از نظر وزنی لنگ می‌زند. به استناد شرح دیوان خاقانی (نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 91193) این مصراع چنین است:

«تیغ تو زیبق کند زَهرهٔ گرشا و شَم»

در این سند، در کنار اشاره به «گرشا» به عنوان نام یک پهلوان، به طور خلاصه گفته است: «ترس تو نطفۀ سهراب و زال را از بین می‌برد و تیغ تو، زَهرۀ گرشا و شم را چون جیوۀ لرزان می‌کند».

درخور یادآوری است که به استناد لغتنامۀ دهخدا، «شَم» نیای «گرشاسب» است؛ یعنی، «گرشا» همان «گرشاب» می‌باشد.

 

*در یک مصراع، زال نیای سهراب است و در مصراع دیگر، شَم نیای گرشاسب ....

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۵۱:

مصراع دوم بیت 10 در نسخۀ علی عبداالرسولی به شکل زیر است (به جای «گِل بریان و نار دانه خورم»):

«گِل بریان و بادیانه خورم»

با توجه به اینکه شاعر از بیت شماره 9 از طبیب وَ دارو و درمان زمان خود سخن می‌گوید، قطعا در این مصراع «بادیانه» درست است. وانگهی، به استناد لغتنامه دهخدا «نار دانه» در خورشت مصرف می‌شود (حتی هم اکنون نیز چنین است).

جالب است که شاعر از بیت 12 به بعد نشان می‌دهد که از این داروها به تنگ آمده و به دنبال درمانی است که خود پیشنهاد می‌کند. در این بیت، به روشنی می‌گوید: «طین مختوم و دانه ریحان بس است. مگر مار هستم که خاک بخورم یا مرغ که دانه؟»

 

-«طین مختوم» از داروهای قدیمی است (لغتنامه دهخدا).

-«گِل بریان» نیز به احتمال قرین به یقین و با توجه به متن شعر، از داروهای قدیمی است (در هیچ واژه‌نامه‌ای یافت نشد).

 

*در انجام کار پژوهشی، مراقب ذهن فریبکار خود باشیم و از روش‌های علمی–از جمله نگرش سیستمی–بهره بگیریم.

*به بهانه ویرایش و با هدفِ «از پیش تعیین شدۀ انجام کار تازه و متفاوت»، از دستکاری اسناد هویت ملی بپرهیزیم.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

به استناد دیوان غزلیات سعدی شیرازی (دکتر خلیل خطیب رهبر، انتشارات سعدی، سال 1368، تهران)، معنی بیت سوم چنین می‌باشد:

«از بخشودگی و بنده‌پروری خداوند، روزی پرندگان هوا و مرغان دریا فراهم است.»

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۹ در پاسخ به هادی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

به استناد دیوان غزلیات سعدی شیرازی (دکتر خلیل خطیب رهبر، انتشارات سعدی، سال 1368، تهران):

صانِعِ پروردگارِ حیّ توانا

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

به استناد کهن‌ترین نسخه خطی دیوان حافظ (سال 801 هجری، با دیباچۀ محمد گل‌اندام، نشر میراث مکتوب، سال 1401) و نیز 15 نسخه‌ خطی دیگر، مصراع دوم بیت 3 به شکل زیر درست است:

«گره بگشود از گیسو و بر دل‌های یاران زد» (به جای «گره بگشود از ابرو و بر دل‌های یاران زد»)

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۵۱ - در تعداد پایتخت دول عالم:

«مَجَر» و «نَسمه» («نَسما») در مصراع نخست بیت 6، به ترتیب مجارستان و اتریش است. درخور یادآوری است که از سال 1485 تا 1490میلادی، پایتخت مجارستان «وین Vienna» بوده است.

پیوند به وبگاه بیرونی

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۵۰:

واژه «اسیترپی» در مصراع دوم بیت دوم باید «اِستروپیه» estropié باشد؛ یعنی کسی که عضوی از بدن خود را از دست داده است.

پیوند به وبگاه بیرونی

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۵۰:

در واقع «ژُلی» joli, jolie در بیت دهم به معنی «دوست داشتنی و سر زنده» است که آنرا می‌توان در فرهنگ‌ زیر یافت.

Le Robert Dictionnaire Alphabetique et Analogique de la Langue Frnançaise, Paris, 1981

واژه «ویلن» villain, villaine را نیز در همین فرهنگ فرانسوی ببینید.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۵۰:

در مصراع دوم بیت نخست، یعنی:

«امپرسمان» شتاب و «آپاتی» بود درنگ

واژۀ فرانسوی apathie (بی حسی، بی بند و باری، سر به هوایی) در گمرک به معنی درنگ است (یعنی زمانی که هیچ کاری روی کالای وارد شده انجام نمی‌شود).

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۰ - (سی لحن باربد):

در تک بیت مربوط به بند 19، یعنی «چو بر مُشگویه کردی مُشگ‌مالی/همه مُشگو شدی پُر مشک‌ حالی»، اگر «مُشکمالی» را نیز لحنی از لحن‌های باربد بدانیم، نه تنها نخستین مصراع نامفهوم می‌شود بلکه، رابطه‌ای معنایی با مصراع دوم نیز نخواهد داشت. پرسش این است که چرا پشت‌بند مصراع نخست گفته می‌شود که «سراسر حرمسرا را بوی مُشک فراگرفت». گفتنی است که اگر برای نمونه برگ ریحان را در دست «مالش» بدهیم، بوی عطر آنرا خواهیم شنید. بنابراین اگر در اینجا، معنی مجازی «مُشک‌مالی» را «درست و ظریف انجام دادن کار» در نظر بگیریم، مفهوم کل بیت روشن خواهد شد.

 

نکته مهم و درخور توجه این است که اگر به استناد سرودۀ کنونی، سی لحن باربد را بنویسیم (که به دقت و ظرافتی وصف ناپذیر بیان شده است)، دیگر جایی برای «مُشکمالی» به عنوان یکی از لحن‌ها باقی نمی‌ماند:

1-گنج بادآورد، 2-گنج گاو، 3-گنج سوخته، 4-شادُروانِ مروارید، 5-تخت طاقدیسی، 6-ناقوسی، 7- اورنگی، 8-حقۀ کاوس، 9-ماه بر کوهان، 10-مُشک‌دانه، 11-آرایش خورشید، 12-نیمروز، 13-سبز در سبز، 14-قفل رومی، 15-سروستان، 16-سرو سهی، 17-نوشین‌باده، 18-رامش جان، 19-ناز نوروز (ساز نوروز)، 20-مشگویه، 21-مهرگانی، 22-مروایِ نیک، 23-شبدیز، 24-شبِ فرخ، 25-فرخ‌روز، 26-غنچۀ کبکِ دری، 27-نخجیرگان، 28-کین سیاوش، 29-کین ایرج و 30-باغ شیرین.

 

*زمان آن فرارسیده است که «با نگرش سیستمی و هوشیاری نسبت به ذهن فریبکار»، در راستای پاسداری از اسناد هویت ملی بکوشیم.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۴۰:

«نیوند» در مصراع دوم بیت 1 و «بیوند» در مصراع دوم بیت 2، تنها پی‌آمد اشتباه چاپی هستند. به استناد لغتنامه دهخدا و فرهنگ نفیسی (ناظم‌الاطّباء)، «بیوند» به معنی «غدر و بیوفایی» است و «نیوند» به معنی «فهم و درک». تصحیح لازم انجام شد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۳۸ - در دانش زمین و بخشهای او از گفته پیشینیان:

با توجه به زیر نویس صفحه 746 دیوان ادیب‌المماک (نسخۀ وحید دستگردی، چاپ ارمغان، سال 1312):

1-«رزه‌پراگرد» یعنی «اقیانوس»

2-«رزه‌پراگرد خاوری» عبارت است از «اقیانوس آرام» و

3-«رزه‌پراگرد باختری» یعنی «اقیانوس آتلانتیک».

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۲۱ - نامهای بروج به پارسی:

«کوشک» در اینجا به معنی «بُرج» است. (فرهنگ نفیسی را نگاه کنید).

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۱۹ - نامهای پنج دزدیده در اوستا:

نام پنج روز پنجه دزدیده را که کنار یکدیگر می‌نویسیم، (یعنی «اهنود، اشتود، اسپندمد، وهوخشتر و هشتویش») نام ششمی باقی می‌ماند که به استناد زیر نویس دیوان ادیب‌الممالک (وحید دستگردی، چاپ ارمغان، صفحه 742، سال 1312)، «اورداد» یک روز جداگانه‌ بوده که هر چهار سال یک بار نیز افزوده می‌شده است.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۱۱ - بند یازدهم - هفت خط جام جمشیدی و جز آن:

با توجه به این شعر از ادیب‌الممالک و لغتنامه دهخدا، هفت خط جام جمشیدی از بالا به پایین عبارت است از:

جور، بغداد، بصره، ازرق، اشک، کاسه گر و فرودینه.

 

*با توجه به اینکه در مازندرانی «جور» (با تلفظ jur) به معنی «بالا» و «زبر» است، شکی باقی نمی‌ماند که بالاترین خط جام نیز «جور» باشد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۱۰ - بند دهم:

به استناد زیر نویس بند دهم از بخش فرهنگی دیوان ادیب‌الممالک (شادروان وحید دستگردی، صفحه 728، چاپ ارمغان، سال 1312 خورشیدی)، در مصراع دوم بیت 4:

۱-«سَد گیس» به معنی «رنگین کمان» است.

2-«رخش» در این بیت به هر چهار معنی «عاق»، «ابلق»، «سد گیس» و «میمون» آمده است.

3-در صفحه 729 همین سند آمده است که «درخت آویز» همان «مرغ شب‌آ‌ویز» می‌باشد.

 

یادآوری:-واژه «جخش» در مصراع دوم بیت 14، شکل دیگری است از واژه «چخش»

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۱۶ - روزهای ماه های پارسیان:

در این شعر، دو نکته درخور توجه است:

1-از آنجا که شاعر می‌بایست وزن و قافیه را نیز در نظر داشته باشد، هنگام شمارش روز‌ها (در مصراع دوم بیت شماره 2) به جای «هشتمین» و «نهمین» نوشته است: «هفتمین» و «هشتمین».

2-واژۀ «مانتراسپند» در سندهایی مانند لغتنامۀ دهخدا، فرهنگ فارسی معین، فرهنگ فارسی سخن، فرهنگ نظام، فرهنگ نفیسی و ... وجود ندارد. چنین چیزی احتمالا تنها یک اشتباه چاپی است و با توجه به آنچه که در زیر خواهد آمد، باید «میتراسپند» باشد.

با در نظر گرفتن این شعر و به استناد «روزشماری ایران باستان» (دکتر محمد معین، سال 1325) نام روزهای هر ماه (30 روز) به ترتیب عبارت بوده است از:

هرمزد، خور، رام، بهمن، ماه، باذ، اردیبهشت، تیر، دی به دین، شهریر، گوش، دین، اسفندارمذ، دی به مهر، اَرد، خرداد، مهر، اشتاذ، مرداذ، سروش، آسمان، دی به آذر، رشن، زامیاذ، آذر، فروردین، مهر اِسفند، آبان، بهرام و اَنیران (اَنارام).

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۷ - بند هفتم:

به استناد فرهنگ نفیسی (ناظم‌الاطباء، کتاب فروشی خیام، 1355، تهران)، واژۀ «کیه» خوانده می‌شود «kiye».

۱
۲
۳
۴
۵
…
۲۳