احمد رحمتبر
تاریخ پیوستن: ۱م مرداد ۱۴۰۰
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۶۱ |
ویرایشهای تأیید شده: |
۶۴ |
ترانههای مرتبط تأیید شده: |
۴ |
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۱۱:
خاصه خان. [ خاص ْ ص َ / ص ِ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) لقبی که بحلاق و گرای خاص شاه یا حاکمی می دادند. لقب حلاق شاهی یا امیری. لقب حلاق و سلمانی سلاطین قاجار.
مودود: دوست داشته شده، محبوب
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۹:
توخه، ایزدبانوی ثروت و نیکبختی در اساطیر یونانی، معادل فورتونا در اساطیر رومی است. ضرب المثلی ایتالیایی به این شکل داریم:
La [dea] fortuna è cieca
[ایزدبانوی] نیکبختی کور است.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۸:
سبیکه: تکۀ سیم یا زر که آن را گداخته و در قالب ریخته باشند؛ شمش؛ شوشۀ زر و سیم.
در اینجا شاید اشتباه تایپی باشد.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۸:
مولوی: نوعی کلاه دراز یا عمامه کوچک.
مسامات . [ م َ سام ْ ما ] (ع اِ) ج ِ مَسام ّ. جج ِ مَسم ّ. منفذها و سوراخهای کوچکی که در بدن واقعندو عرق و بخار از آنها خارج میگردد. (ناظم الاطباء). سوراخهای باریک پوست بدن . رجوع به مسام و مسم شود.
ویلهم دوم، امپراطور آلمان
جوکی: درویش و مرتاض هندی
وردار و ورمال . [ وَ دا رُ وَرْ ] (نف مرکب ) در تداول ، کسی که پول یا مال اشخاص را بالا میکشد. مال مردم خور. (فرهنگ فارسی معین)
مولیتر: مسیو لامبر مولیتر تبعه بلژیک، ریاست کل گمرکات
هنسنس: مستشار بلژیکی و رییس خزانه.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۶:
کالژ، فاکولته: دانشگاه، دانشسرا
چادر فاق: احتمالا به معنی چادر درزدار.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵:
تحاشی: دوری کردن.
تغیر: برآشفتن، پرخاش.
تشدد: سختی کردن.
لیفه: جای بند یا کش در کمر شلوار.
پاچین: دامن زنانه چین دار
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵:
الپر: زرنگ، زیرک، متقلب.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۴:
نشمیدن: عیش و نوش کردن
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۴:
شیوه زن: در تداول عامه ، شیوه زننده. اهل فرقه. کسی که دارای عادتهای زشت و ناپسند اخلاقی است.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۴:
مِترِس، از فرانسوی، به معنی معشوقه.
maîtresse
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۶ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۸۰ - آب حیات:
این ویدیوی طنز که به تقلید از استاد الهی قمشهای اجرا شده را ببینید، واقعا دیدنی است. تعدادی از ابیات این غزل هم میخواند و تفسیر میکند.
youtu.be/dmvdE-nul5c
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۸۰ - آب حیات:
خصم نحات یعنی دشمن طبیعت. یعنی این سیهچرده باعث شده است طبیعت شخص مورد اشاره برگردد و از مهر منصرف شود.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴۰:
در کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی که مرجع کاغذی گنجور نیز میباشد، در پاورقی این حکایت به عنوان بدل دو بیت آخر، چنین آمده است:
دست سلطان دگر کجا بیند / چون به سرگین در اوفتاد تُرُنج.
نخورد تشنه آب از آن کوزه / که گذشته است بر دهان سِلُنج.
سلنج یا سه لنج یا سکنج یا لب شکری یعنی کسی که لب پایین او شکافته باشد. سعدی در اینجا به معنی دهان گندیده به کار برده است.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۹۴ - در محرم:
سِنْدی بْن شاهِکْ زندانبان امام کاظم(ع) و از چهرههای شناختهشده در دوران حکومت خلفای عباسی است. وی در زندان با امام هفتم شیعیان، سخت و خشن رفتار میکرد. او با مأموریتی که از جانب هارون الرشید بر عهده داشت، امام کاظم(ع) را به شهادت رساند.
احمد رحمتبر در ۳ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۹۴ - در محرم:
در دو پول آن طفل را یک پول مغبون می کنند.
یعنی به جای اینکه دو پول به آن طفل دهند، یک پول آن را بالا میکشند.
احمد رحمتبر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۶:
سبیل در اینجا به معنی: وقف، حلال، روا، مباح
سعدی در جای دیگر میگوید:
گر بر وجود عاشق صادق زنند تیغ
گوید بکش که مال سبیلست و جان فدا.
yun.ir/hs2r6b
احمد رحمتبر در ۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۰۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۷۵:
بوره: بیا، فعل امر از گویش لکی است.
احمد رحمتبر در ۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱:
چو روشن شود بشمرد روز پی.
پی شمردن کسی را؛ مراقبت اعمال او کردن . حساب عمل و کار او داشتن
احمد رحمتبر در ۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » بخش ۱:
بیاموختش بزم و رزم و خرد
همی خواست کش روز رامش برد
تهمتن میخواست که او را در روز شادی همراهی کند.
احمد رحمتبر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۵ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۴ - نصیحت به فرزند: