گنجور

حاشیه‌گذاری‌های احمد خرم‌آبادی‌زاد

احمد خرم‌آبادی‌زاد

تاریخ پیوستن: ۲م دی ۱۴۰۰

دارای دکترای شیمی، علاقه‌مند به ادبیات، زبان و زبانشناسی و ....

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۴۵۵

ویرایش‌های تأیید شده:

۱۰٬۳۲۲

ویرایش‌های بخش‌های تأیید شده:

۱


احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ:

تا آنجا که بررسی نشان می‌دهد، واژۀ نوشاد 117 بار در شعر شاعران به کار برده شده است.

فردوسی: 1 بار؛ در پادشاهی داراب (یکی شارستان کرد نوشاد نام/به اهواز گشتند زو شادکام)

ملک‌الشعرا بهار: 4 بار

واژۀ "نوشاد" گاهی در کنار "فرخار" آمده است و زمانی در کنار "خُلُخ". هرسه، نام سرزمین‌هایی هستند آوازه‌مند به داشتن پری‌رویان (فرخار در چین و خلخ در ترکمنستان). در فرامرزنامه، "نوشاد" هم نام سرزمینی است در هندوستان و هم نام پادشاه همان سرزمین.

با توجه به این پیشینه‌، شخصیتی که گرگانی برای دایه ساخته و نیز، بررسی سخنان دایه از بیت 111 تا پایان بیت 242، می‌توان گفت که منظور شاعر از بیت 110 (دگر باره زبان از بند بگشاد/سخنها گفت همچون نقش نوشاد) این است که "دایه بار دیگر درنقش پری یا فرشته، زبان به سخن گشود".

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ:

در مصرع دوم بیت 151 یعنی: نکردی با من اندر مهر، زُفتی

واژۀ "زُفت" = بخیل، ترشروی، ستیزه‌خوی و .... (فرهنگ فارسی معین)

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ:

واژه داهول در فرهنگ فارسی معین، ابزاری برای رماندن شکار به سوی دام نیز معنی شده است.

در بیت دهم از غزل شماره 1663 شمس تبریزی (گنجور) می خوانیم: بهر صیدی کو نمی‌گنجد به دام/دام و داهول شکاری می‌کشم

بیت سوم از غزل 1147حکیم نزاری چنین است: سلطنت هم گر بدین طبل و علم بودی به حشر/دشتبان داهولِ خود آن روز هم بفراشتی

با توجه به اینکه پس از افسون‌های فراوان، دایه توانسته دل ویس را نرم کند، می‌توان در بیت 244 داهول را هم‌ارز دام دانست.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۶ - مویه کردن شهرو پیش موبد:

در مصرع نخست بیت 51، بهتر است بخوانیم: "نه کوه غور بادا نه دز غور"

در داستان ویس و رامین، واژه "مه" (با تلفظ  ma) در کل 8 بار به جای "نه" استفاده شده است؛ که این جای شگفتی دارد. آیا چنین چیزی، پی‌آمد بازنویسی‌های فراوان نیست؟

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۰۸ - آگاه شدن موبد از گنج بردن رامین با ویس:

در مصرع دوم بیت 8، بهتر است بخوانیم: "نه تو بادی نه ویس و نه گرگان"

در داستان ویس و رامین، واژه "مه" (با تلفظ  ma) در کل 8 بار به جای "نه" استفاده شده است؛ که این جای شگفتی دارد. آیا چنین چیزی، پی‌آمد بازنویسی‌های فراوان نیست؟

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ:

در مصرع دوم بیت 74، بهتر است بخوانیم: "نه تو بادی نه ویس و نه رامین"

در داستان ویس و رامین، واژه "مه" (با تلفظ  ma) در کل 8 بار به جای "نه" استفاده شده است؛ که این جای شگفتی دارد. آیا چنین چیزی، پی‌آمد بازنویسی‌های فراوان نیست؟

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

دو نکته:

1-در نسخه‌های ابوالقاسم حالت و دکتر تقی تفضلی چنین غزلی دیده نمی‌شود.

2-شکی نیست که بازنویسی متن‌ها – و از همه مهمتر– وجود فرآیند فریب ذهن، به وارد شدن اشتباه در هر مطلبی می‌انجامد.

به نظر می‌رسد که شکل درست نخستین بیت این غزل، چنین باشد:

ای که روی تو بهشت دو جهان است مرا/ای که وصل تو مراد دل و جان است مرا

به این ترتیب، مشکل ردیف و قافیه حل می‌شود. هرچون، نه مرا گریزی از ذهن فریبکار است و نه می‌توان احساس لحظه سرودن شعر دیگران را درک کرد. بنابراین باید نسخه کهن‌تری پیدا شود.

یادآوری: هرچون = اما = however

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۰ مرداد ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱:

در زیر، به نکته‌ای ارزشمند اشاره می‌شود که نشان می‌دهد چرا شعر رودکی به شکل زیر است:

هرکه نامُخت از گذشت روزگار/نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

شادروان امیرهوشنگ ابتهاج، در کار هوشمندانه و پژوهشی 30 ساله خود برای نگارش حافظ، شیوه‌ای نوین و بسیار ظریف را به کار برده است. برای نمونه، در بیت

بوی خوش تو هرکه ز باد صبا شنید/از یار آشنا سخن آشنا شنید

ایشان به تکرار هماهنگ و زیبایِ واج "ش" (بویژه در مصرع دوم) اشاره می‌کند. با چنین نگرشی به مصرع دوم شعر رودکی، درمی‌یابیم که تکرار واج "ز"، باعث خوش آهنگی و زیبایی شگفت‌انگیز این مصرع شده است.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۳ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:

باز هم در باره "رخت و پخت"

جامی نیز به ترتیب در خاتمة‌الحیات (غزل شماره 174) و فاتحة‌الشباب (غزل شماره 497) میگوید:

به سیل فنا ده همه رخت و پخت/ به موج بلا ده همه چیز و میز

بنمای لب که صاحب تسبیح و طیلسان/در وجه نقل و باده نهد رخت و پخت خویش

می‌بینیم که ایشان حتی اصطلاح "چیز و میز" را هم به کار برده است!

یعنی در غزل شماره 291 حافظ نه تنها اشتباهی وجو ندارد، بلکه اصطلاح ‌هایی مانند "رخت و پخت" و "چیز و میز" از دیرباز وجود داشته‌اند.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب » پاره ۳۱:

خوشبختانه با این شعر بسیار زیبا از رودکی—که اگر زبان پهلوی نمی‌دانی، به ورز (varaz) بگو ماورالنهر—واژه ایرانی برای ماورالنهر مشخص می‌شود.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

دو بیت
"بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند"
در منابع زیر وجود ندارند:
1-دیوان حافظ به زبان آلمانی (کتاب اول، صفحه 350 و 351، سال 1858 میلادی، با پیشگفتار F. Freigrath).
2-دیوان حافظ به زبان انگلیسی (جلد اول، صفحه 276، سال 1891 میلادی، Clarke).
3-دیوان حافظ (کهن‌ترین نسخه شناخته شده، سال 801 هجری، با دیباچه محمد گلندام).
به نظر می رسد که کهن‌ترین نسخه، عملا تایید کننده دو کار پژوهشی و ارزشمند اول باشد.
درخور یادآوری است که در نسخه 801 هجری، بیت دوم چنین است (نکته‌ای که امیرهوشنگ ابتهاج در زیرنویس این غزل از حافظ، به آن اشاره کرده‌است):
معشوق چون نقاب ز رخ برنمی‌کشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

در زیر، همین غزل از کهن‌ترین نسخه دیوان حافظ (نگارش 801 هجری، با دیباچه محمد گلندام) باز نویسی می‌شود.
موارد درون گیومه، تفاوت‌ این نسخه را با نسخه‌‌های موجود نشان می‌دهند.
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
"از" شما پنهان نشاید "داشت" سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت "می‌گیرد" جهان بر مردمان سخت‌کوش
وان گهم در داد جامی کز فروغش " نُه" فلک
زهره "بر" رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد آیی چو "نی" اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور
گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
در حریم عشق نتوان "دم زد" از گفت و شنید
"گرچه" آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
در بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد "بخرد" یا خموش
ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد
آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

سینـه از آتـش دل در غم جانانه بسـوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
این بیت را که زمزمه می‌کردم، از خودم پرسیدم: "آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت"، میخواهد چه چیزی را برساند؟ با توجه به دانش و هوش سرشار حافظ، دو واژه "خانه" و "کاشانه" نمیتوانند به یک مفهوم به کار برده شده باشند. بررسی سروده‌های بیش از 70 شاعر ایرانی، نکته بسیار جالبی را روشن کرد. گذشته از اینکه دو واژه "خانه" و "کاشانه" دارای همپوشانی در مفهوم هستند، با یکدیگر تفاوت هم دارند. برای نمونه، حکیم نزاری قهستانی در غزل شماره 151 می‌گوید:

«به عزا، خانۀ کاشانه تفاوت نکند/عشق را میل به جایی است که معشوق آنجاست»


از سوی دیگر، ملک‌الشعرا بهار در بخشی از قصیده مربوط به کاشان می‌گوید:

«کش و کشمیر و دگر کاشمر و کاشغر است/جای‌هایی که عبادتگه بودایی بود
لفظ کاشانه و کاشان به لغت‌های قدیم/معبد و جایگه جشن و دل‌آسایی بود»

نظامی گنجوی نیز بیتی دارد که جای تامل است: «ره آنکس راست در کاشانـه تو/که دوزد چشم خود در خانه تو»

در قصیدۀ 192 اشعار ناصر حسرو نیز این بیت وجود دارد: «در خانۀ تو موش به سوراخ درون است/او را چه به کار آید کاشانه و ایوان؟»

 

بنابراین، کاشانه باید عمارتی باشد خانه در خانه و دارای اندرونی و بیرونی. سینه از دیدگاه حافظ، خانه‌ای است که در غم جانانه در آتش می‌سوزد و این آتش همه پیکر را فرا میگیرد.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۰ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:

در کهن ترین نسخه حافظ (سال 801 هجری)، با دیباچه محمد گل اندام، بیت ششم چنین است:
"گر موج خیز حادثـــه سر بــر فلک زنـــد
عارف به آب، تر نکند رخت و پخت خویش"
خوشبختانه، این نسخه بسیاری از تناقض های دیگر را نیز حل می کند.

احمد خرم‌آبادی‌زاد در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

بهتر است من پیش از نوشتن نظر، کار پژوهشی را یاد بگیرم و بپذیرم که باید در حفظ آثار بزرگان این آب و خاک بکوشم. اگر متنی با برداشت "من" سازگار نیست، نباید بیدرنگ بگویم که متن اشتباه است.

۱
…
۲۱
۲۲
۲۳