گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید

حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید

به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق

به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید

چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی

ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید

چو در میان مراد آورید دست امید

ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید

سمند دولت اگر چند سرکشیده رود

ز همرهان به سر تازیانه یاد آرید

نمی‌خورید زمانی غم وفاداران

ز بی‌وفایی دور زمانه یاد آرید

به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال

ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » چشم براه » آواز با سه تار و چهار مضراب

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » امید مراد – اجرای خصوصی شجریان ، موسوی و مشکاتیان به تاریخ ۱۲ فروردین ۶۰

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصور نوشته:

در بیت آخر قصر جلال صحیح می باشد نه صدر جلال

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

سمند دولت اگر چند ………….
ز همرهان به سرِ تازیانه یاد آرید

سرکش است ولی: ۳۳ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۲۲ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) خانلری، نیساری، عیوضی

سرکشیده رود: ۲ نسخه (۸۲۷ و ۱ نسخۀ متأخّر: ۸۵۵) قزوینی، سایه، خرمشاهی

سرکش است ای دل: ۱ نسخۀ متأخّر (۸۴۹)
سرکش است ولیک: ۲ نسخه (یکی متأخّر: ۸۷۵ و دیگری بسیار متأخّر: ۸۹۸)

۳۹ نسخه از قرن نهم هجری غزل ۲۳۶ را دارند و این بیت فقط در نسخۀ مورخ ۸۱۳ نیست. بیت با “سرکشیده رود” روانتر می‌نماید و اگرچه “سرکشیده” از مصدر “سرکشیدن” و “سرکشیده‌ست” از “سرکشیده بودن” وجود دارد اما “سر کشیده رفتن” مصطلح نبوده و مورد تأیید نسخ کهن و اغلب نسخ هم نیست.

مفهوم بیت در معنی “سرِ تازیانه” است. “به سرِ تازیانه دادن(بخشیدن)” یعنی بخشش و دهش کردن (شواهد را دوستان بیابند و ذیلاً بنگارند). معانی دیگر هم دارد، “به سر تازیانه شمردن” اشاره به شمارش اجمالی است که در سرشماری لشکر به کار رفته است. مفهوم غزل حال و هوای شخصی را بیان می‌کند که از مدار دولت و دربار دور مانده و حسرت روزگار کامروایی می‌خورد و از همرهان دیروز بخشش و کوشش می‌خواهد.
*************************************
*************************************

👆☹

نادر.. نوشته:

چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی
ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید..

👆☹

حامد عسگری نوشته:

استاد شجریان این شعر رو به زیبایی هر چه تمامتر در برنامه خصوصی در نوشهر بهمراه مشکاتیان و موسوی در سال ۶۰ اجرا کرده..دیوانه کنندس

👆☹

رضا نوشته:

مـعـاشران ز حریفِ شبانه یـاد آریـد
حـقـوق ِ بـنـدگی ِ مُخلصانه یـاد آریـد
معاشران : هم صحبتان و هم‌نشینان
حریف : هم پیاله
حریفِ شبانه : دوست و هم‌نشین شب ها که استعاره ازخودِشاعراست. ظاهران بنابه دلایلی نامعلوم، بین حافظ وجمع معاشران جدایی افتاده وحافظ درحسرت ِ روزگارگذشته، این غزل راسروده است.
حقوق ِبندگی : حق ِدوستی ووظایفِ خدمتگزاری معنی بیت : ای دوستان،حریفِ شبانه ورفیق ِ مُخلص ِهمیشگی رافراموش نکنید.از هم‌نشین شب‌هایتان (حافظ) نیزیادکنیدووظایف ِ دوستیتان را را نسبت به خدمتگزاری های مخلصانه‌ی اوبه جای آرید.
رفیقان چنان عهدِ صحبت شکستند
که گویی نبودست خودآشنایی!

به وقت ِ سرخوشی از آه و ناله‌ی عشـّاق
به صوت و نغمه‌ی چنگ و چغانه یاد آرید
سرخوشی:شادمانی ، مستی
عشّاق : ایهام دارد : ۱- عاشقان ۲- یکی از گوشه های موسیقی ایرانی
چنگ: نوعی آلت موسیقی
چغانه : سازی از خانواده سازهای ضربی ِ محلّی
معنی بیت : درادامه ی بیت ِ پیشین خطاب به معاشران می فرماید:
آن هنگام که ازآواز ونوای عشّاق( بادرنظرگرفتن ِ هردومعنی)شادمان وسرمست می شوید، ازرفیق ِ شفیق ِ خود که ازجمع شماغایب افتاده است، با نوا و آواز چنگ و چغانه یاد کنید.
گرچه یاران فارغند ازیادمن
ازمن ایشانرا هزاران یادباد
چو لطفِ بـاده کند جلوه در رخ ساقی
ز عاشقان به سرود و تـرانـه یـاد آریــد
لطف:صفا وآثارباده که همان سرمستی ونشئگیست.‌ معنی بیت : هنگامی که صفا وسرخی ِشراب در رُخسار ساقی (معشوق) نمایان شد وچهره اش گلگون گردید.شمانیزازعاشقان ِ مَحرومش که درحسرتِ وصال درسوزوگدازند وازمَحفل ِ عیش وعشرتِ شما دورمانده اند،با سرود و ترانه یاد کنید.
چوباحبیب نشینیّ وباده پیمایی
به یاد دارمّحبّان ِ بادپیمارا
چو در میانِ مـُراد آوریـد دستِ امـیـد
ز عهدِ صحبت مـا در مـیـانـه یـاد آریــد
میان : کمر
مُـراد : کام و آرزو ، مقصود دراینجامعشوق
میانِ مُراد: کمر ِ معشوق
دستِ امید : منظور دستی است که ازروی نیاز واشتیاق وامید به کمر معشوق می پیچد.
عَهد : ایهام دارد : ۱- دوران ۲- پیمان
معنی بیت : هنگامی که به مُراد وکام خویش می رسید ودست ِ عاشقتان را ازروی نیاز به دورکمر نازمحبوب می پیچانید، در آن هنگامه ازما که روزگاری باهم هم‌نشین و هم پیاله بودیم یاد کنید. ویا از پیمانی که دلداربا ماداشت نیز یادآوری کنید،شاید مارا نیزبه این عیش وعشرت دعوت کند.
مگرش خدمتِ دیرین من ازیادبرفت
ای نسیم ِ سحری یاددهش عهدقدیم
سَمندِ دولت اگر چند سرکشیده رود
ز هـمـرهـان به سر تـازیـانـه یـاد آریــد
سمند : اسبی که مایل به رنگِ زرد باشد.
دولت : کامروایی، نیکبختی ، ثروت
سمندِ دولت :کامروایی ودولت به اسبی سرکشیده وباوقار ومغرور تشبیه شده است
سرکشیده : گردن فراز، خوش هیکل ودرعین ِحال مغرور ونافرمان
تشبیهاتِ حافظ ،هیچکدام ازروی باری به هرجهت ورفع تکلیف نیست،بلکه همه نغز وپُرمعنا وازروی روانشناسی، فلسفه ومنطق است، اندیشه زا وقابل تامّل است. درهمین بیت “دولت وثروت” ازروی هوشمندی وحکمتِ حافظانه به اسبِ سرکش تشبیه شده است. ثروت باعث می شود انسان رفتارش به سرعت دستخوش ِ دگرگونی شده وبرخوردش تغییرکند. بعضی ها که ظرفیتِ کمتری دارند خودرا گم می کنند وگویی که سوار اسبِ سرکشی شده ونمی توانند رفتارخودرا کنترل کنند. حافظ درمصرع اوّل ِ این بیت، به دوستانش یادآورمی شود که خاصیّتِ دولت وثروت همین است شما مُقصّرنیستید، من شمارا درک می کنم!
شماسواربراسب ِسرکش و نا آرام و تیز رو هستید حق دارید اگرنمی توانیداز احوالاتِ همنشینِ قدیمی جویاشوید ویادآرید.
معنی بیت : آری ای دوستان وهم پیاله های صمیمی، من نیک می دانم که اسبِ دولت وکامرانی، چقدرگردنکش ومغرور وناآرامست،( لیکن شمانیز ظرفیتِ کمی دارید وگویی خودرا باخته اید) به این دلیل که حداقل درحال ِ عبور باسرتازیانه(چنانکه دولتمندان ازبالای اسب به زیردستان اشاره کنند یا تازیانه ای ازروی خشم وغضب بزنند) ازیار ویاور قدیمی وصمیمی خویش یاد بیاورید واینقدربی توجّه ومغرور نباشید.!
انتظارحافظ ِ رفیق پرست ازدوستان ِ بی وفاانتظار بیجایی نیست. حافظ به استنادِ اشعار وغزلیّاتی که ازو به جامانده، بسیاررفیق دوست وبرعهد وپیمانهای دوستی پابرجا بوده وهرگاه که به عیش وعشرت می پرداخته،جای دوستان راسبز می دیده وبی یادِاَحباب(یاران ودوستان) جامی سرنمی کشید. حتّا به کسانی که فرصتِ شرابخواری دارند تاکید می کند که حتماً جرعه ای به یادِ درگذشتگان به خاک ریزند. درجایی درهمین زمینه می فرماید:
خوش بودوقتِ حافظ وفال ِمُراد وکام
برنام ِ عمر ودولت ِ احباب می زدم.
نمی‌خورید زمانی غـم وفـا داران
ز بی وفـایی دور زمـانـه یـاد آریــد
هنوزخطاب به معاشران ،هم نشینان ودوستان بی وفاست. حافظ دراین بیت لَحن شدیدتری دارد. ‌
معنی بیت :چنان به عیش وعشرت وخوشباشی مشغول هستید که اصلن یارانِ وفا دار رافراموش کرده اید ولحظه ای غم ِ آنها را نمی‌خورید! حداقل ازبی وفایی ِ روزگار یادکنید که روزی فراخواهد رسید وچرخش ِ روزگار وفق ِ مُرادتان نخواهد بود!
چنان نماند اینچنین نیزهم نخواهدماند، روزگاربه کسی وفا نکرده به شما نیزهم وفادارنخواهدماند.
مَحروم اگرشدم زسرکوی اوچه شد!
ازگلشن ِ زمانه که بوی وفاشنید؟
به وَجـهِ مرحمت ای ساکنان ِصدر جلال
ز روی حافـظ و این آسـتـانه یاد آرید
وَجه: قصد، نیّت، مالی که برای ضمانت می سپارند. زروسیم
به وَجهِ مرحمت : ۱- به روش لطف، ازروی مهربانی
ساکنانِ صدر جلال : دولتمندان ،کامیابان وبزرگان
آستانه : ورودی، درگاه ، پیشگاه
دراین بیت “حُسن طلب” نیزبه چشم می خورد.یعنی حافظ بگونه ای رندانه وزیرکانه، ازدوستان ِ دولتمند وکامیابِ خویش، بادرنظرگرفتن ِمعنای دیگر ِ “وجه” (زروسیم ونقدینگی) درخواست کرده است. امّا طوری سخن گفته که درصورتِ ضرورت می تواند منکر آن شود ومدّعی گردد که نه درخواستِ من مرحمتِ معنویست نه مادّی!
دراین بیت آرایه ی تضاد نیز وجود دارد. شاعردوستانش را برصدر مجلس نشانده وخود درنقطه مقابل ِ آن یعنی درآستانه ی مجلس قرارگرفته است.
معنی بیت : ای دوستانِ دولتمند وکامروا که برصدر مجلس تکیه داده وبه عیش وعشرت مشغولید،ازروی کرامت وبزرگواری، به آستانه وپیشگاهِ این بارگاه نیزعنایتی کنید کنید (ویابابخشیدن سیم و زر به حافظتوجّهِ مرحمت آمیزکنید) حال که بخت شمارایاری کرده ودراوج ِنازونعمت برصدرمجلسِ عشرت نشسته اید به شکرانه ی این ازاین نقطه ی پائین ِمجلس نیز(آستانه نیز) یاد کنید .

حافظ اَربرصدرننشیندزعالی مَشربیست
عاشق ِدُردی کش اندربندِ جاه ومال نیست.

👆☹

یغما نوشته:

معانی لغات غزل( ۲۴۱ )

معاشران: هم نشینان .

حریف : هم پیاله ، مصاحب

حریف شبانه: هم پیشه و هم پیاله و همقطار شبهای عیش ونوش .

حقوق وبندگی مخلصانه یاد آرید: از حق و حقوق خدمتگزاری بی شائبه من یاد کنید و آن را فراموشی نسپارید.

سر خوشی : نشاط و شادی حاصله از مستی .

چنگ:سازی از دسته آلات موسیقی رشته یی و زهی و سیمی که با دو دست به صورت ایستاده می نواختند

چغانه : سازی از خانواده آلات ضربی به صورت کُره مجوّف دسته داری که جنس آن از کدو- فلز بوده و درون ان سنگریزه های یی جای داشته و با در دست گرفتن، متناسب باوزن موسیقی به حر کت در می آورده اند ، جِقْجِقَه.

لطف باده: صفای باده، اثر لطیف و ملایم اولیه باده که گلگونی چهره در صورت نمودار می شود

جلوه: آشکار ، ظهور ، خود نمایی

میان : کمر . چو درمیان مراد آورید

امید: چون دست امید را در کمر شاهد دلبنددر آورید.

عهد صحبت: پیمان دوستی و رفاقت.

سمند: اسب، اسبی با رنگ متمایل به زرد، مراد مرکب قدرت است

سرکشیده : گردن افراشته و با غرور و تبحر

زهمرهان به سر تازیانه یاد آرید: به سوی هم قطاران خود و در عین غرور و بی اعتنایی با اشاره تازیانه یی که در دست دارید ، یادی بکنید.

زمانی : لحظه یی

نمی خورید زمانی غم وفاداران : لحظه یی غم دوستانه وفا دار خود را نمی خورید .

به وجه مرحمت:از روی لطف واحسان

ای ساکنان صدر جلال: ای کسانی که بر بالای مجلس عزت و جلال ساکنید.

ز روی حافظ واین آستانه: از صورت حافظ و چهره ارادت او بر در این درگاه.

معانی ابیات (۲۴۱ )

(۱) ای هم نشینان از حریف شبانه گذشته خود واز حق خدمت بی شائبه او یاد کرده و فراموشش نکنید.

(۲) به هنگام سرمستی ، با نوای چنگ و چغانه از آه و ناله عاشقان بیاد کنید.

(۳) بدان هنگام که اثر مستی و گلگونی در چهره دلدار نمودار می شود با سرود و آواز عاشقان یاد کنید.

(۴) آنگاه دست خواستار شما کمر آرزوها را در میان گیرد از زمان هم نشینی ما در میان جمع خود یاد آرید.

(۵) اینک که مرکب اقبال شما با گردن افراشته پیش می رود از همقطاران ( پیاده ) خود با اشاره سر تازیانه احوالی بپرسید. (۶) شما که یک لحظه به فکر یاران وفادار نیستید ، بی وفایی گردش ایام از یادتان نرود!

(۷) ای کسانی که بر بالای مجلس عزت و جلال ساکنید از روی لطف و احسان از چهره ارادت حافظ بر آستان یادی بکنید .

شرح ابیات غزل (۲۴۱)

وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لان

بحر غزل : مجتث مثمن مخبون اصلم مسبغ

*

هر چند در نگاه اول به نظر می رسد که این غزل در فرجه تبعید و دوری از وطن شاعر در اوج ناکامی سروده شده باشد لیکن پیغام ساده کلمات و عدم اظهاراتی مبنی بر مشقّات غربت و دوری از شیراز گواهی براین دارد که این غزل بعداز مراجعت از تبعید و در شیراز و به هنگامی سروده شده است که حافظ در کمال تنگدستی به سر می برده و سخنی معیشت کار او را به اختفا در منزل دوستی کشانیده و از ترس طلبکاران جرأت بیرون آمدن از آن منزل امن و پیوستن به یاران شبانه سابق خود را نداشته است .

شاعر پس از خلاصی از تبعید و آمدن به شیراز دیگر چند روی خوش ندیده و ایامش به سخن وبینوایی می گذشته و پس از چندی از ترس طلبکاران شاکی به منزل خواجه و صاحب مقامی که وزیر یا در ردیف وزیران بوده است پناه می برد و سبب تحصن در منزل آن خواجه را در قطعه یی چنین بیان می کند .

بـه مـن پیـام فـرستـاد دوستـی روزی کـه ای نــتیجــه کِـلکَت ســواد بینایی

پس از دوسال که بختت به خانه باز آورد چـرا زخـانه خـواجـه بـه در نـــمی آیی

جــــواب دادم و گـفـتم بـدار مـعـذورم که این طریقه نه کامی است و خودرأیی

جناب قاضیم اندر گذر کمین کرده ست بـه کـف قـباله دعـوی چـو مار شیبـانی

گـه گر برون نهم از آستان خواجه قدم بـگیـردم سـوی زنـدان بـرد بـه رسوایی

جناب خواجه حصار من است و گر اینجا کسـی نفـس زنـد از زحـمـت تقاضایی

بـه عــــون قـوّت بــازوی بندگان وزیر بـه سیـلی اش بشـکافم دمـاغ سودایی

همیش باد به کامش جهان از سر صدق کمر به بندگیش بسته چرخ مـینــایی

نویسنده را عقیده براین است که این غزل در این فرجه از زمان سروده شده است و سراپای آن یادآوری خاطرات ایام خوش گذشته است که با دوستان شبانه خود به سر می برده است .

دونکته در این غزل به چشم می خورد : نخست یادآوری با سر تازیانه که در این باره بسیار صحبت شده ومقاله نوشته شده دیگری اینکه این دوستانی که حافظ آنهارا مورد خطاب قرار می دهد همانطور که در بیت مقطع بدان اشاره شده است از ساکنان صدر جلال آستانه ودربار دولتی شاه شجاع می باشند .

درباة عنایت و بذل توجه یک صاحب اقتدار توسط اشاره سر تازیانه در حالی که مرکب بخت واقبال رابا گردن افراشته می راند شعرای متقدّم اشاره زیاد دارندکه به دو مورد آن به منظور روشن شدن موضوع اکتفامی شود.

ظهیر فاریابی گوید :

اشاره یی به سر تازیانه بس باشد نگویمت که عنان شوی من بجنبانی

و عبید زاکانی :

تراکه گفت که با کشتگان راه غمت اشـارتی بـه سر تـازیانه نـتوان کـرد

در پایان مضمون بیت مطلع غزل را همام تبریزی چنین سروده است :

دوستان از دوستان یاد آورید عهد یار مهربان یاد آورید
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام