گنجور

شمارهٔ ۴ - همت مردانه

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

بی حجابانه درآ از در کاشانه ما

که کسی نیست به جز وردِ تو درخانه ما

گر بیائی به سر تربت ویرانه ما

بینی از خون جگر آب زده خانه ما

فتنه انگیز مشو کاکل مشکین مگشای

تاب زنجیر ندارد دل دیوانه ما

مرغ باغ ملکوتیم و دراین دیر خراب

می شود نور تجلّای خدا دانه ما

با احد در لحد تنگ بگوئیم که دوست

آشنایم توئی و غیر تو بیگانه ما

گر نکیر آید و پرسد که بگو ربّ تو کیست

گویم آنکس که ربود این دل دیوانه ما

منکر نعره ما کو که به ما عربده کرد

تا به محشر شنود نعره مستانه ما

شکر الله که نمردیم و رسیدیم به دوست

آفرین باد بر این همت مردانه ما

محیی بر شمع تجلای جمالش می سوخت

دوست می گفت زهی همت پروانه ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید احمد نوشته:

در بیت اول به جای ورد کلمه “درد” موزون تر است و در دیوان های چاپی حضرت ایشان نیز درد نوشته شده است.
در بیت دوم از آخر نیز به جای شکر الله بهتر است شکر لله نوشته شود که هم از نظر معنا و هم از نگاه وزن زیبا تر خواهد بود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام