گنجور

شمارهٔ ۳۱ - جانب گلشن

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

ای که می نالی زدوران ،جورِ یار من نگر

اضطراب از من نگر صبرو قرار من نگر

جانب گلشن مروکان، یک دو روزی بیش نیست

پر ز اشک لاله گون دائم کنار من نگر

ای که میگوئی ندادم دل به خوبان هیچگه

سوی میدان آی و شهسوارِ من نگر

سینه ام پرداغ و چهره گل گل از خوناب اشک

یک زمان سویِ من آ ، باغ و بهار من نگر

باشدت رحمی فتد در دل بیائی سوی من

حال زار من ببین شخص نزارِ من نگر

گرتو داری میل خوبان دیده عبرت گشای

سینه پرسوزو چشم اشکبارِ من نگر

شکر کن محیی که در راه تو خاری بیش نیست

هرطرف صد کوه غم در رهگذار من نگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام