گنجور

 
قدسی مشهدی
 

اگر این است نزهت‌گاه کشمیر

هزاران جان فدای راه کشمیر!

چمن جوید زکات از کوهسارش

که باشد بر کمر نقد بهارش

سراسر کوه در سرو و صنوبر

درختان کرده خارا را مشجّر

لباس کوه، سامان دگر داشت

مشجّر ابره، خارا آستر داشت

ز بس سرو و صنوبر گشته انبوه

قیامت هست قایم بر سر کوه

ز نخل پایه پایه، بسته منبر

به گرد کوه چون بار صنوبر

شد از سرو و صنوبر ناپدیدار

لباس باغ در بر کرده کهسار

کسی از فیض بستانش چه گوید

کز آب تیغ کویش سرو روید

طریق حق به از رضوان که پوید؟

که در فردوس پاکشمیر گوید!