گنجور

شمارهٔ ۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

خوشدل کند خیال تو هجران‌کشیده را

آتش گل است دیده گلشن‌ندیده را

تا آب دیده خون نشود بر زمین مریز

در شیشه واگذار می نارسیده را

تسلیم شو که اجر شهادت نمی‌دهند

در کوی عشق کشته در خون تپیده را

بازآ که در فراق رخت نقش روز و شب

خال سفید و آب سیاه است دیده را

ذوق طرب کجا دل غمگین من کجا

لذت ز باده نیست لب خون مکیده را

بی‌درد گو بنال که سیماب اگر شود

خوبان نمی‌برند دل آرمیده را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام