گنجور

شمارهٔ ۴۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را

بددلی‌ام ز سایه‌اش، فرض کند رقیب را

رتبه عشق بین که چون بر سر حرف دوستی

کودک بیسواد او مسخره کرد ادیب را

همچو بنفشه ننگرم هیچ‌طرف در این چمن

تا نرسد زمن غمی خاطر عندلیب را

لذت درد دوستی نیست نصیب بی‌غمان

دست هوس مگر درد، پیرهن رقیب را

دل چو ز عشق خسته شد گرد شفا ازو بشو

عرض دوا چه می‌بری درد مگو طبیب را

قدسی اگر تو عاشقی یار تو در دل است و بس

هرزه متاز هر طرف چشم غلط نصیب را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام