گنجور

شمارهٔ ۴۱۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن

دل به صمد باختن، رو به صنم داشتن

گر نبود عشق هم، فرض بود مرد را

فال محبت زدن، نیت غم داشتن

ظلم بود سینه را، داشت ز افغان جدا

حیف بود دیده را، دور زنم داشتن

فال رهایی مزن، زانکه نشان بدی‌ست

پای کشیدن ز گل، دست ز غم داشتن

کیسه تهی خوشترم، ورنه به اشکم رسد

هر مژه بر هم زدن، حاصل یم داشتن

رند گدا کی کند، ترک کلاه و عصا؟

لازمه خسروی‌ست، چتر و علم داشتن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام