گنجور

شمارهٔ ۴۰۶

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

از وصل هر گل در چمن، چون غنچه دامان چیده‌ام

جمعیت دل را در آن زلف پریشان چیده‌ام

ریزد به دامن دیده خون، من ریزم از دامن برون

او بهر دامان چیده گل، من گل ز دامان چیده‌ام

تا برده ترک غمزه‌ات، دستی به قربان کمان

چون ترکشت پهلوی هم، در سینه پیکان چیده‌ام

چون دیده آیینه‌ام مژگان نمی‌آید به هم

از بس که شوق دیدنت در چشم حیران چیده‌ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام