گنجور

شمارهٔ ۳۷۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

من تیره‌دل و نورفشان شعله آهم

دارد شب مهتاب ز پی، روز سیاهم

غم می‌کشدم، خواه وطن، خواه غریبی

هرجا که روم، روزی برق است گیاهم

بر هر سر راهی که تو یک بار گذشتی

چون نقش قدم، تا به ابد چشم به راهم

روزی که مرا رفت سر زلف تو از دست

خندید فلک بر من و بر بخت سیاهم

بر هرچه فکندم نظر، آلوده به خون شد

خون گشت ز همخانگی اشک، نگاهم

قدسی منم آن کافر عاصی که به دوزخ

آتش عرق‌آلوده شد از شرم گناهم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام