گنجور

شمارهٔ ۳۵۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شکل گردابی به گرد خود ز مژگان می‌کشم

کم مباد اشکم، چرا منت ز طوفان می‌کشم؟

غنچه می‌چینم ز شاخ و بس که می‌آید بدش

از دل مرغ چمن گویی که پیکان می‌کشم

روز و شب سر در گریبانم ز غم، حق با من است

گر نفس چون صبح از چاک گریبان می‌کشم

می‌کنم پر خون ز کاوش، داغ‌های سینه را

بر سراپا باز نقش چشم گریان می‌کشم

طرفه شوخی گشته ساقی، از کفش جام شراب

می‌کشم، جز توبه‌ای آخر چه نقصان می‌کشم؟

گر کند غیرت مدد، از دست رشک مدعی

دست بر دل می‌نهم، یا پا به دامان می‌کشم

عاقبت قدسی چو تخم خاک می‌باید شدن

کافرم گر منت یک جو، ز خاقان می‌کشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام