گنجور

شمارهٔ ۳۴۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شود هر موی بر تن شعله، گر پاس فغان دارم

من این فواره آتش، ز مردم چون نهان دارم؟

ز دامن تا گریبان، غنچه خون رسته از اشکم

بهار ابر چشمم، آب و رنگ زعفران دارم

نیم آگه ز کیش برهمن، لیک این قدر دانم

که بیتابانه هر دم حرف کفری بر زبان دارم

ندارد ناله تاثیری، ز من پرسید اهل دل

که شب تا روز، صد پیک دعا بر آسمان دارم

ز ناکامی نگریم فاش اگر از غیرت دشمن

ولیکن در بن هر موی، چشمی خونفشان دارم

غمم پوشیده چون ماند، که با هرکس ز بی‌طرفی

ز راز دل، به خون آغشته حرفی بر زبان دارم

دلم از گوشه گلخن، به گلشن کی کشد قدسی؟

خزان آتشم، ننگ از بهار بوستان دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام