گنجور

شمارهٔ ۳۱۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

نیافت منصب پروانه چراغم شمع

شبی نکرد درین کلبه، کار داغم شمع

ز عکس گل، در و دیوار در چراغان است

شب از برای چه آرد کسی به باغم شمع

برای آنکه به پروانه نسبتی دارم

به صد دلیل کند هر طرف سراغم شمع

ز رشک شعله و پروانه داغم و هر شب

بود فتیله روشن، برای داغم شمع

نخورده‌اند حریفان بزم بر طبعم

ز هرزه‌سوزی خود کرده بی‌دماغم شمع

چراغ مجلس من تا ز نور طلعت کیست؟

که عاشق است چو پروانه، بر چراغم شمع

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام