گنجور

شمارهٔ ۳۱۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

دوش آمد ز سفر مژده که یار آمد پیش

دیده تا فرش‌شدن، پای نگار آمد پیش

می‌کشد شاهد مقصود ز رخساره نقاب

دیده گو بر سر کار آی، که کار آمد پیش

یار می‌آید و غم می‌رود ای مرغ چمن

مژدگانی که خزان رفت و بهار آمد پیش

از گروهی که بر افلاک نظر دوخته‌اند

اختر سعد، یکی را ز هزار آمد پیش

چه کند شرطه ازین بیش به دریای امید

کشتی‌ام تا به میان رفت، کنار آمد پیش

حسن می‌خواست که با عشق کند محکم، عهد

شوق گامی دو سه از بهر قرار آمد پیش

کاروان‌های عزیزان به کجا کرد سفر؟

چون ازیشان نه پیاده نه سوار آمد پیش؟

بزم را دور طرب گرنه به انجام رسید

نفس شیشه می چون به شمار آمد پیش؟

بی الم نیست درین دور نشاطی قدسی

جام بر لب چو گرفتیم، خمار آمد پیش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام