گنجور

شمارهٔ ۳۰۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

عشق خواهی، خنده را بر لب کش و دلتنگ باش

آشتی کن با غم و با عافیت در جنگ باش

دشمن خود باش، اما دوست شو با دیگران

بر سر یاران گل و بر شیشه خود سنگ باش

عشق خواهی، بی شکستی کی شود کارت درست

در کف معشوق دل، بر روی عاشق، رنگ باش

پهلوی مجنون رو و فارغ نشین از ننگ و نام

شهر بر دیوانه صحرانشین گو تنگ باش

اهل مجلس را به هر نوعی که باشد، می نواز

بر لب ساقی می و در دست مطرب چنگ باش

باعث اندوه و شادی، اختلاط مردم است

آشنا با کس مشو، فارغ ز صلح و جنگ باش

شوق هرجا مجلس‌آرایی نماید، باده شو

عشق هرگه نغمه‌پردازی کند، آهنگ باش

قرب و بعد آرزو دارند هریک لذتی

در بیابان طلب، گه گام و گه فرسنگ باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام