گنجور

شمارهٔ ۲۹۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شد تیره روز خلق، ز عارض نقاب کش

دست نوازشی به سر آفتاب کش

تا فتنه جهان نکند دست و پا دراز

دستی به فرق غمزه حاضر جواب کش

زاهد، خلاف عشق بتان کرده‌ای عمل

بر فعل خویشتن، قلم ناصواب کش

اهل هوس به ما سخن امروز سر کنند

گو ماجرای عشق به روز حساب کش

شاید به خواب، روی نماید خیال دوست

ای چشم تر، سری به گریبان خواب کش

مگذار در تپیدن دل نیم‌بسملم

گو تن دمی چو دل ستم اضطراب کش

پیش از نسیم رفت به منزل، سوار عشق

ای عقل گنده پیر، خری در خلاب کش

پیکان او به دیده‌ات از اشک بسته زنگ

قدسی ترا که گفت که آیینه آب کش؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام