گنجور

شمارهٔ ۲۸۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر

خون شو ای دل تا گشاید جای پیکان دگر

پر تامل می‌کند ساقی چو آمد دور ما

دور ما را ترسم اندازد به دوران دگر

آتش ما یادگارست از گلستان خلیل

در دل هر اخگرش یابی گلستان دگر

حسن اگر خواهی، مرو بیرون چو مهر از یک لباس

هر زمان بیرون مکن سر از گریبان دگر

می‌نماید بر سر کوی تو نقش هر قدم

از هجوم گریه من، چشم گریان دگر

ریزه سیماب را ماند دل صدپاره‌ام

در نثار خنجرت هر پاره را جان دگر

آنکه زاهد کرده عریانش، نه ایمان است و دین

عشق دارد در لباس کفر، ایمان دگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام