گنجور

شمارهٔ ۲۷۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

عشاق چه جمعند؟ پریشان شده‌ای چند

با خود ز جنون دست و گریبان شده‌ای چند

مرغان چمن، چاشنی گریه ندانند

خو کرده ز گل با لب خندان شده‌ای چند

دانی چه بود دیده این گریه‌پرستان؟

گرداب صفت مرکز طوفان شده‌ای چند

چون صبح نخندند چرا بر دل صد چاک؟

خرسند به یک جاک گریبان شده‌ای چند

یک ناله ز ضعف از دل احباب نخیزد

حاصل چه بود از ده ویران شده‌ای چند؟

بردار ز رخ پرده، که مشتاق جمالند

چون آینه در روی تو حیران شده‌ای چند

در حیرتم از آتش دوزخ که چه خواهد

از سوخته آتش حرمان شده‌ای چند

وقت است که از وادی عقلم برهانند

از شهر تسلی به بیابان شده‌ای چند

ابنای زمان، نقش صنم خانه چین‌اند

دل برکن ازین صورت بی‌جان شده‌ای چند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام