گنجور

شمارهٔ ۲۷۴

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد

آیینه که از شیشه بود زنگ نگیرد

تا عرصه مشرب نکشم باز، عنان را

جا بر دل من وسعت اگر تنگ نگیرد

آزاده دل آن است که در ترک تعلق

گر در خم نیلش فکنی، رنگ نگیرد

کی خصمی ظاهر شکند نسبت اصلی؟

چون شیشه تواند طرف سنگ نگیرد؟

آن را که اثر کرد به دل، زاری بلبل

گل چیست، که خواهد می گلرنگ نگیرد

رنگینی گلشن بود از نغمه بلبل

بی‌زمزمه‌ای، بزم طرب رنگ نگیرد

آهنگ گلستان نکند باد صبا صبح

تا رخصتی از مرغ شباهنگ نگیرد

با غنچه بگویید که خون شد دل بلبل

بر خنده کسی راه چنین تنگ نگیرد

زان رنج خمارم کُشد امشب، که صراحی

بر گردن خود خون من از ننگ نگیرد

حسرت نگذارم به دل خویش چو قدسی

دامان تو گر حیرتم از چنگ نگیرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام