گنجور

شمارهٔ ۲۶۴

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

در آتشم از چهره برافروخته‌ای چند

چون شعله ز هم سرکشی آموخته‌ای چند

روشن نشود بخت ز جمعیت داغش

در سینه دلم ساخته با سوخته‌ای چند

ریزند به سر خاک، پی صید ضعیفی

چون دام به هم، چشم تهی دوخته‌ای چند

چون جلد کتابند، بغل کرده پر اجزا

یک حرف ز صد سطر نیاموخته‌ای چند

قدسی مکن از اهل زمان شکوه، چه داری

چشم خوشی از ناخوشی آموخته‌ای چند؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام