گنجور

شمارهٔ ۲۶۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد

بی لب لعلت، می گلرنگ طعم خون دهد

نقد دل آورده‌ام، بنما جمال خویش را

تا نبیند دلربایی چون تو، کس دل چون دهد؟

دیده گردد خشک، اگر بر داغ دل مرهم نهم

چشمه را چون لای گیرد، نم کجا بیرون دهد؟

طالع عاشق ندارد یک دعای مستجاب

چند ورد صبحگاهم زحمت گردون دهد؟

از شکاف سینه دل را می‌کنم از خون تهی

صبر آنم کو، که دل از دیده خون بیرون کند؟

از وصال خود مکن منعم، چه کم خواهد شدن

تشنه‌ای را گردم آبی کس از جیحون دهد؟

همچو قدسی شهره‌ام در عشق لیلی‌طلعتان

شهرت من یاد از رسوایی مجنون دهد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام