گنجور

شمارهٔ ۲۵۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

چه رنجش است کزان تندخو نمی‌آید؟

کدام فتنه که از دست او نمی‌آید؟

به کینه جوی من ای آنکه محرم رازی

بگو بدی ز نکویان نکو نمی‌آید

ره نشاط من از شش جهت چنان بستند

که سوی من طرب از هیچ سو نمی‌آید

اگر هوای ملاقات دوستان داری

تو خود بیا، که ز ما جستجو نمی‌آید

برای باده‌گساران در این بهار چرا

پیام سبزه ز اطراف جو نمی‌آید

مگر ز گلشن غم نکهتی رسد، ورنه

ز بوستان طرب هیچ بو نمی‌آید

پسر چه شد که سبک‌روح‌تر بود ز پدر؟

به بزم، گردش جام از سبو نمی‌آید

غلام همت آن عارفم که چون قدسی

ز پایه‌ای که ندارد، فرو نمی‌آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام