گنجور

شمارهٔ ۲۵۶

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

نو نیاز خواهشم، لیک از حجابم ساختند

سربسر مهرم، ز نور آفتابم ساختند

روز و شب بر خویش می‌پیچم ز حیرت شعله‌وار

زلف معشوقم مگر، کز اضطرابم ساختند؟

{بیاض}

حیرتی دارم که چون مست شرابم ساختند

صورتش را از ازل در چشم من دادند جا

بی‌نیاز از ناز گلبرگ نقابم ساختند

چون دل عاشق نمی‌گیرم دمی یک جا قرار

زانکه همچون شعله، محض اضطرابم ساختند

داشتم یک دل، ز من بردند و دیگر ساختند

گلرخان شرمنده خویش از جوابم ساختند

دیده کی بر هم نهم چون چشم روزن تا به روز؟

تا خیال غمزه را آشوب خوابم ساختند

چون نیابم گوهر معنی به صورت، کز ازل

غوطه‌زن در بحر دقت چون حبابم ساختند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام