گنجور

شمارهٔ ۲۵۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

کی به بزم عشق، هر لب پی به جام می برد؟

هر تنک ظرفی، به جام دوستی کی پی برد؟

کوی عشق است این نه راه کعبه و دیر مغان

بی دلیلی، خضر ازین جا ره به منزل کی برد؟

وحشیان بر خاک مجنون پر مریزید آب چشم

تا غبارش را صبا شاید به سوی حی برد

بی‌غمی را همچو خود پیدا کن ای مطرب بگو

کی غم ما را ز دل، آواز چنگ و نی برد؟

رشک دارد بر هم اجزای تنم در مهر دوست

سوزد از غیرت زبانم لب چو نام وی برد

می‌رود با سر چو پرگار و قدم بر جای خویش

تا مبادا از پی دل، کس به سویش پی برد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام