گنجور

شمارهٔ ۲۵۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

در طرب ز ازل بر من حزین بستند

گشاد نیست دری را که اینچنین بستند

بریدم از همه عالم برای خاطر دوست

کمر به دشمنی‌ام عالمی ازین بستند

کف بریده ما آشکار شد، ور نه

هزار دست شکسته در آستین بستند

نه کافرم، نه مسلمان، که با ترانه عشق

لبم ز زمزمه صوت کفر و دین بستند

نرست شاخ گلی چون تو از زمین، هرچند

که آب چشمه خورشید بر زمین بستند

چو غنچه در دل قدسی هزار جا گره است

ز هر گره که بر آن زلف عنبرین بستند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام