گنجور

شمارهٔ ۲۴۷

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

دگر بر آتش می، توبه سوختن دارد

ز آب، چهره چو گل برفروختن دارد

میان بزم ز حد برد بی‌حجابی را

به جان شمع، که پروانه سوختن دارد

پی خریدن یک جلوه‌ات، زلیخا را

هزار یوسف مصری فروختن دارد

مگر ز آهن تیغش تمام شد سوزن؟

که زخم سینه تقاضای دوختن دارد

به زاری‌اش مژه بر پای شعله باید سود

چو شمع، هرکه تمنای سوختن دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام