گنجور

شمارهٔ ۲۴

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مرا

که چشم آینه مژگان کند قیاس مرا

چو غنچه تا به گریبان نهفته در مژه‌ام

فتاده کار به نظاره در لباس مرا

بنای عافیتم را بریز گو از هم

بود چه چشم ز گردون بداساس مرا؟

ز بدشگونی داغی که نیک خواهد شد

بود ز اختر بد بیشتر هراس مرا

ز رحم بر سر ره سبز کرده گردونم

که جور پا نرساند به زخم داس مرا

کمر که بسته به تاراج آشیانه جغد؟

درین خرابه کسی گو مدار پاس مرا

قدی به کینه من راست کرده گویی یافت

زبون‌تر از همه گردون کج‌پلاس مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام