گنجور

شمارهٔ ۲۲۶

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

نشاه می‌خواستم از باده، خمارم دادند

روز روشن طلبیدم شب تارم دادند

ناله صبحدم و آه شب و گریه شام

هرچه در عشق بتان بود به کارم، دادند

هریک از گبر و مسلمان ز خودم می‌دانند

خود ندانم که به کیش که قرارم دادند

هرکجا جای کنم، سبزه دمد از نم اشک

در خزان شاد ازانم که بهارم دادند

جان به تعجیل چنان می‌رود امشب، که مگر

وعده وصل تو در روز شمارم دادند

راه آمد شد دل می‌طلبیدم از چشم

مردمان جا به سر کوچه یارم دادند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام