گنجور

شمارهٔ ۲۲۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

لبت به خنده شیرین چو همنفس گردد

به گرد لعل تو روح‌الامین مگس گردد

عجب که ره به رفیقان برم درین شب تار

مگر دلیل رهم ناله جرس گردد

ز اشتیاق گرفتاری تو، طایر قدس

ز سدره آید و گرد سر قفس گردد

کجاست وادی طور و شجر، که آتش عشق

نه شعله‌ایست که بر گرد خار و خس گردد

دگر ز بی‌اثری‌های عشق، قدسی را

رسیده کار به جایی که بوالهوس گردد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام