گنجور

شمارهٔ ۲۲۲

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

چون کشته نگاه تو سوی کفن رود

جان ز تن برون شده بازش به تن رود

بوی گلاب از نفسش می‌توان شنید

آن را که بر لب از گل رویت سخن رود

جذب محبت است که گلگون عنان خویش

بربوده از سوار و سوی کوهکن رود

زحمت مکش رقیب، که در فصل گل به باغ

بلبل کند ترانه و زاغ و زغن رود

قدسی ترحم است بر احوال آنکه او

از کوی دوست با دل پرخون چو من رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام