گنجور

شمارهٔ ۲۱۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

باده گر فردا خورم، عالم کنون پر می‌شود

تا شده جامم تهی، صد دل ز خون پر می‌شود

پیش ازان کز بیخودی بر تن درم پیراهنی

عالم از رسوایی‌ام بنگر که چون پر می‌شود

کی به گل‌چیدن چو بیدردان به گلشن می‌روم؟

تا مرا دامن ز اشک لاله‌گون پر می‌شود

ساغرم بر کف تهی و سر پر از سودای خام

حیرتی دارم که چون ظرف نگون پر می‌شود؟

چون صباح عید، رندان شیشه‌ها پر مِی کنند

دیده ما هم ز خون بهر شگون پر می‌شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام